خطبه های نماز جمعه این هفته ( ۲ بهمن ماه ۹۴ ) را امام جمعه خور سید محمد نور دانش بر عهده داشتند. خلاصه سخنرانی ایشان عینا نقل می شود.
یکی از موارد مهمی که خداوند متعال در قرآن به آن اشاره میفرماید بحث مال است. و خصوصاً مالی که از متوفی به جا می ماند یعنی میراث. خداوند در سوره ی نساء بهره ی میراث بران را به صورت ریز و دقیق مشخص کرده است. نظریه ی اسلام نسبت به مال و حفظ آن به این شکل است که یکی از ضروریات پنجگانه است. حفظ دین و جان و عقل و مال و ناموس به عنوان ضروریات پنجگانه مشهور هستند. یک انسان خصوصا فرد مسلمان مکلف است برای حفظ مال خودش تلاش کند و اگر کسی تعرضی داشته باشد به مال او وظیفه دارد که دفاع کند و مال خودش را در جهت اسراف و حرام مصرف نکند. مال به عنوان یک ضرورت در زندگی فرد است که اگر نباشد زندگی مختل می شود چه بسا حاضر شود برای بدست آوردن حداقل زندگیش دین خود را بفروشد پس جایگاه مهمی دارد در حفظ شخصیت یک فرد و خانواده…
هنگامی که مومنین در یک جامعه ای با همدیگر زندگی می کنند تکافل اجتماعی در آنجا وجود دارد. یکی از مواردی که دین مبین اسلام به آن تشویق می کند و مورد تاکید قرار می دهد این است که موسساتی تشکیل شود که سرپرستی افراد بی بضاعت و ضعیف جامعه را به عهده بگیرد و با حفظ آبرو و کرامت انسانی با آنها تعامل شود.
اسلام به ملکیت فردی توجه دارد و فردحق دارد مال خودش را ذخیره کند و براساس میل خودش در آن تصرف کند و کسی دیگر هم حق ندارد به مال دیگران نگاه فردی داشته باشد و این طور تصور کند که اگر طرف مقابل مال دارد باید تمام اموالش را به دیگران بدهد. این دیدگاه افراطی به مال است. نگاه اسلام به مال نگاه وسیله ایست برای آباد کردن زمین و زمان که فرد با مالش زندگی آبرو مندانه ای داشته باشد. اما بدست آوردن مال هدف نیست. مال وسیله ایست که انسان به هدفش برسد. بر هر فردی واجب است که برای کسب و کار و رزق و روزی حلال تلاش کند. خداوند نیز مسیرهایی برای بدست آوردن و خرج کردن و انفاق کردن مال در مقابل ما قرار داده است. بعد از این موارد به این مسله می پردازیم که مال برای همیشه همراه انسان نمی ماند فقط تا زمانیکه در حیات است از مالش می تواند استفاده کند و خرج کند و انفاق کند و یا به دیگران ببخشد. اما زمانی که انسان می میردباید تکلیف این مال هم مشخص باشد.
باید تا زمانی که زنده هستیم تصرفات مالی ما مشخص باشد. مثلا مال هایی که در حرز و ملکیت ما هست مشهود باشد تا زمانی که انسان از این دنیا رفت برای میراث برانش و کسانی که مال را تقسیم می کنند مشکلاتی پیش نیاید. وقتی اسناد و پرونده ی مالی افراد مشخص باشد برای میراث بران شک و شبهه و اختلاف نظر پیش نمی آید که چه مال و ملکی بهره ی چه کسی خواهد بود. یکی از حکمت های میراث بر قرار بودن رابطه ی خویشاوندی بین میراث بران بعد از مرگ متوفی است مثلا با مرگ یک نفر خویشاوندان در رابطه با مسایل مالی با همدیگر اختلاف و مشاجره نکنند. و زمانیکه بهره ی میراث بران مشخص شد و مال تقسیم گردید کسانی که تمکن مالی دارند می توانند قسمتی از بهره ی خود را به کسی از میراث بران که تمکن مالی ندارد ببخشد تا اینکه این تکافل اجتماعی در میان خویشاوندان هم برقرار باشد.
خداوند در قرآن بهره های میراث بران را مشخص کرده تا بتوانیم براساس مالی که از متوفی مانده بین میراث بران تقسیم کنیم. زمانی تقسیم میراث ارزشمند است و مانع اختلاف می شودکه شاهد هم وجود داشته باشد و کلا قضایای مالی باید شاهدین عادل حاضر باشند تا حق جابه جا نشود. ممکن است مالی که تقسیم شده مال یتیم باشد که توان تشخیص و نگهداری آن را ندارد. درحدیثی رسول الله( ص) می فرمایند که میراث را به کسی که بهره اش مشخص شده بدهید و آن مقدار که باقی ماند به نزدیک ترین و اولی ترین مرد بدهید. مثلا دو دختر و یک برادر دو سوم مال را به دختران و باقی مانده را به برادر که به عنوان عصبه مطرح است می دهیم. مهمترین اصل در میراث این است که نسبت خویشاوندان به متوفی را تشخیص بدهیم و هرکسی که میراث براست به نسبت متوفی در نظر می گیریم و در اولویت، میراث بران درجه یک هستند و زمانی که میراث بران درجه یک وجود داشته باشند درجه ی دو میراث نمی برند مثلا تازمانی که پسر و دختر وجود داشته باشند برادر و خواهر میراث نمی برند. در بحث میراث حد و حدود باید رعایت شود و نسبت به همدیگر ظلم نکنند مثلا حق دختر را همان مقدار که حقش هست داده شود. امیدواریم که در پرتو قرآن و سنت رسول الله صلى الله علیه وسلم احکام دین خود را فرا گیریم و به آن عمل نماییم.