سید علی اکبر فال اسیری(۱۲۵۶-۱۳۲۰قمری) از عالمان و سیاستمداران ایرانی عصر قاجار است. سید علی اکبر فال اسیری در سال ۱۲۵۶ در روستای اسیر از توابع شهرستان مهر استان فارس متولد شد، و با پرورش در خانوادهای از سلسلهٔ سادات و تحت آموزش شیخ محمد اسیری رشد و پرورش یافت و دروس مقدماتی وقسمتی از دروس تکمیلی و عالی را نزد ایشان در حوزهٔ بزرگ اسیر در مسجد جامع اسیر فراگرفت. وی مشاور و داماد میرزا محمد حسن شیرازی صاحب فتوای معروف تحریم تنباکو و مرجع بزرگ شیعه میباشد.
فال اسیری علاقه زیادی به خواجه اهل راز حافظ شیراز داشت و در اکثر مواقع به منظور راز و نیاز وشب زنده داری به محلی در نزدیکی آرامگاه حافظ می رفت که بعدها این محل آرامگاه ابدی خودش نیز شد.
ایشان سه بار که بعضی ها قصد ساختن بقعه ای بر آرامگاه حافظ داشتند مخالفت کرده و آن را خراب نمود. یک بار که عده ای از گبر ها قصد ساختن مقبره را داشتند و خطر آن می رفت که این عارف بزرگ و حافظ قرآن را به خود انتساب دهند بلافاصله فال اسیری دستور تخریب آن را صادر کرده و اسباب آنرا مردم بر می دارند.
در سال ۱۲۹۵ ق. حاج معتمدالدوله فرهاد میرزا، حاکم وقتِ فارس، که به حافظ صمیمانه عشق میورزید، دستور داد اتاقی از نردهی آهنی بسازند و بر مزار او قرار دهند. قوامالملک مشهور نیز آرامگاه را تعمیر کرد. سپس در سال ۱۳۱۷ ق. ملاشاه جهان زردشتی قبهی زیبایی بر سرِ قبرِ خواجه، با چوب و آهن ساخت امّا سید علی اکبر فال اسیری، از علمای شیراز، از این اقدام ناخرسند شد و دستور داد تا بنایِ ساخته شده از سوی ملاشاه جهان زردشتی را تخریب کنند.
در چهارشنبه ۲۰ جمادی الاول ۱۳۱۷که حکومت قصد ساختن مقبره حافظ را داشت حاج سید علی اکبر بر روی منبر رفته فریاد می زند اگر شاه بسازد و هزار مرتبه بسازد من خراب می کنم. این بار نیز گویا قرار بوده با پول یک زردشتی و با حمایت شاه ساخته شود که به نظر فال اسیری کار درستی نبوده است.
بار سوم نظام الملک برای ساختن مقبره آهن و تخته داده بود که بسازند حاج سید علی اکبر خبر دار می شود که در فلان دکان آهن و تخته برای مقبره درست می کنند با عده ای به آنجا رفته آهن و تخته ها را با خود می برند و اصلا حکومت به روی خود نمی آورد. در آخر نیز پس از درگذشت ایشان در سال ۱۳۱۹در مقبره ای در جوار خواجه شیراز به خاک سپرده شد.
در سال ۱۲۸۰ شمسی (۱۹۰۱ میلادی) مقبره ی حافظ که پیشتر توسط مجتهد شیرازی حاج سید علی اکبر فال اسیری ویران شده بود توسط حاکم فارس، شاهزاده ملک منصور میرزا ملقب به شعاع السلطنه بازسازی شد. به دستور او علی اکبر مزین الدوله نقاش باشی چارچوبی آهنین بر فراز آرامگاه حافظ ساخت و کتیبهای بر آن قرار داد. در سال ۱۳۱۵ شمسی (۱۹۳۶ میلادی) این چارچوب آهنین جای خود را به بنای کنونی داد.
تا دنیا دنیاست…نام بزرگان تاریخ ایران مثل حافظ و سعدی و فردوسی و کوروش کبیر و…با افتخار باقی خواهد ماند و کسانیکه علیه آنها اقدام مادی یا معنوی کنن فقط خودشون رو خراب می کنن…
با سلام لطفا در این مورد تحقیقات بیشتری بفرماییداین داستان تحریف شده وقضایا را وارونه جلوه داده در ویکی پدیا مقداری از آن را توضیح داده است ایشان از ارادتمندان به حضرت حافظ بوده که عبادتگاه ایشان در کنار مقبره حضرت حافظ الان مدفن این بزرگوار شده است و…
بسیار عنوان بد و غیر حرفهای انتخاب شده برای متن
صرفا برای جنجالی بودن، عنوان نمیتواند به گونهای باشد که مطلب را وارونه جلوه دهد. هر کس فقط عنوان را بخواند فکر میکند ایشان با حافظ مشکل داشته
یا حق
سلام آقای محمودی،
انتخاب عنوان مطلب و نوع پرداختن به محتوای مطلب مغرضانه است.
به درستی عنوان نشده است که آیت الله فال اسیری برای این که گروه های دیگر حافظ را به نام خود مصادره نکنند، این کار را کرده است.
یا حق
سلام آقای محمودی،
انتخاب عنوان مطلب و نوع پرداختن به محتوای مطلب مغرضانه است.
به درستی عنوان نشده است که آیت الله فال اسیری برای این که گروه های دیگر حافظ را به نام خود مصادره نکنند، این کار را کرده است.
سلام مگر میشود حافظ را مصادره کرد آثار او آنقدر با هویت واصالت هستند که کسی نتواند امثال آن رابه سادگی بنگارد
به نظر بنده این حرف ها توجیه وبهانه برای مخالفت با او بوده وگرنه خودحافظ میفرماید
کفرچومنی گزاف وآسان نبود
محکمترازایمان من ایمان نبود
در اینکه این عربها بزرگان ایرانی رو محترم نشمردن و نمیشمرند شکی نیست اما واقعا مطمئنی این شعر مال ابن سینا نیست؟!!!
در اینکه این عربها بزرگان ایرانی رو محترم نشمردن و نمیشمرند شکی نیست اما واقعا مطمئنی این شعر مال ابن سینا نیست؟!!!
انگار که ایشون بعد از تخریب هم من باب قرائت فاتحه بر مزار حافظ رفتند و فرمودند که: ای حافظ ، من حقی بزرگ بر گردنت دارم که گروهی گبر قصد ساختن بارگاهی بر مزارت بودند که تو را به خود منتسب کنند و من ویران کردم. اگر چه ممکنه این آقا از ارادتمندان به حافظ بوده باشند ولی از لحاظ تفکر در بند شریعت باقی و به حدود طریقت وارد هم نشدند. امید که مورد آمرزش خداوند واقع گردند.
ایزدمهر
درود
بنظرم آقای فال اسیری که خراب کرده اصلا کار درستی نکرده چون حافظ اینقد نام دارد و بزرگه کسی نمیتونه مصادره کنه بی احترامی شده به کسی که آرامگاه را ساخته، هدف دو طرف یکی بوده هر دو خواستند حافظ را بزرگ کنند ولی روش کار درست نبوده.
چه کاریه آخه، خود حاج آقا یه مقبره در شان حضرت حافظ میساختند که دیگه کسی هوس نکنه مقبره ایی دیگه بسازه این همه خودشون رو درگیر نمیکردند
خوب خودش میساخت..عجب کاریه
ایشون برای اینکه مقبره ی خانوادگیشون نزدیک آرامگاه حافظ بوداونجا دفن شدن نه اینکه به خاطراینکه از مریدان ایشان بوده
خدایا را شکر که این الان نیست
افراطی!!!!!
حافظ متعلق به تمام بشریت است همین که ادیان دیگر او را قبول دارند نشانه بزرگی اوست، حالا چندتا از مردم ادیان دیگر آیت الله فال اسیری را قبول دارند؟
این مطالب تحریف شده است و صحت ندارد زیرا سید علی اکبر فال اسیری از ارادتمندان ویژه به حافظ بوده است به طوری که نماز شب ها و دعا های خود را در کنار مقبره حافظ می خوانده و این مطلب در نزد مردم قدیمی شیراز مشهور بوده است. علت تخریب هم این بوده که در حالی که حافظ شیعه بوده است عده ای از ادیان دیگر سعی در انتصاب او به خودشان داشتند که از طریق ساختن مقبره حافظ سعی در این نقشه شوم داشتند ولی با هوشیاری سید فال اسیری نتوانستند حافظ را به خود منتصب کنند و بر حافظ برچسب های زردتشتی و … بزنند.
روحش شاد
خخخ
خیلی عنوان مغرضانه ای انتخاب شده.
من در موردشون خوندم که برای دفاع از حافظ این کار را کرده اند و بعد هم خودشان با کمک مردم بارگاه حافظ رو مرمت کردند .
ما برای دفاع از دیگران تا چه اندازه حاضریم هزینه کنیم؟!!!
این متن پر است از بی انصافی و کم اطلاعی.
بیشتر تحقیق کنید چون ایشان عالم بزرگوار و حامی جوانان و بسیار از نوآوری و ابتکار حمایت میکردند. حافظ شاعری مسلمان بوده و نباید تاریخ تحریف شود ، ایشان از انتصاب حافظ به سایر ادیان جلوگیری کرده اند پس در حقیقت از تحریف تاریخ جلوگیری کرده اند.
درود بر او باد…
اگر اینها که میگویند سید علی اکبر فال اسیری از ارادتمندان حافظ بوده ولی چون گبرها ( زردشتی ها) ارامگاه را میساختند او تخریب میکرده درست باشد
باید خودش که هم مسلمان بوده و هم سید شروع به ساختن آرامگاه میکرد تا هم شبهات بر طرف شود هم ارادت به حافظ ثابت شود لذا میشود استنباط کرد که او مخالف حافظ بوده و اگر ترس از رضا شاه نداشت باز تخریب میکرد
حضرت فال اسیری انسان بزرگی بودند وقابل احترام هستند درراه مردم واسلام چه سختی هایی که کشیدند روحشون شاد وخدا بیامرزشون
اخوندک بدلیل اهل سنت بودن حافظ خواست کمبودش را نشان دهد عقده ای
این مطالب که نوشتی این آقا علاقه به حافظ داشت دروغ است، و تخریب مقبره هم از روی جهالت و نادانی ایشان بوده، و خیال میکرده حافظ فردی شراب خوار است.
اگر اندازه سر سوزن عقل داشت با ساخت مقبره توسط زردشتیان مخالف بود چرا خودش نساخت این هم یکی هست مثل خوارج نهروان که نماز شب میخواندند و با علی هم میجنگیدند
سلام درمتن از عبارت عارف برای توصیف این شخص متعصب استفاده شده که درست نیست چون یک عارف به هیچ وجه کاری که ایشون کرد رو انجام نمیده در نظر عرفا همه انسانها محترم هستن و درون اونا مهمه نه دین و آیینی که دارن
درود بر ایرانیان پاکزاد و فرهنگ بزرگشان باد، مخالفت و تخریب فرهنگ ایران توسط افرادی هنوز هم ادامه دارد مثال عید بزرگ ایرانیان باستان را فقط با تبریک نوروز نام میبرند
خودش پول از تو کجاش بیاره مقبره بسازه