موسی پورپلاش: ۲۵ اسفندماه سالروز تولد شاعر خوش قریحه ایران، پروین اعتصامی است. از این رو بر آن شدم تا در باره او مطلبی را بنویسم. پروین اعتصامی را همه می شناسند، این که از چه بزرگانی الهام گرفته است؟ و به چه روش هایی شعر گفته است؟ این ها را نیز کمابیش می دانیم. اما چه شد که این گونه محبوب شد؟!
باید ابتدا به احساس مخاطب پی ببریم، هنگام خواندن اشعار پروین، روح گلستان سعدی و مناظرات مولانا موج می زند، رُک گویی های حافظ و تند گویی های خیّام به وضوح دیده می شود.
وقایعی را به تصویر می کشد که گویی خود شاهد آنها بوده، آن سان که حتّی اگر تمام دیوان را حفظ کنیم، باز یک قدم عقب تر هستیم.
«حکایت، حکایت علم الیقین و عین الیقین است» پروین از سبک های قدیم و اصیل بهره جسته است. اصالت واژگان نیز تا حدّی است که هنوز استعمال دارند، پس کلمات در عین اصالت، مستعمل و ملموس اند. در مناظرات نیز از سبک قدیم بهره جسته، اما با حکایت تازه، که همین روش باعث تفهیم بهتر شده است. برای درک بهتر از این موضوع به چند نمونه اشاره می کنیم تا عمق رابطه پروین با زمانه خویش و نیز ارتباط صمیمانه اش را با مخاطب دریابیم، دیوان شامل اشعار بی بدیلی است از دردهایی چون: فقر و بی عدالتی: (اشک یتیم، اندوه فقر، دزدخانه، دزد و قاضی).
طمع و حرص: (اهریمن آز، گرگ گردون، افزون خواهی).
نفس پروری: (اسیر نفس، روباره نفس)
ریاکاری: (دکان ریا و…)
تکبّر: (زاهد خودبین)
عیب جویی: (عیب جو)
گلایه از چرخ و فلک: (کودک یتیم، گل بی عیب)
از دردها که بگذریم، به لزوم خِردورزی و توجّه به نصایح و تجربیات می رسیم:
(پند- قدر هستی- تقدیر)
و نیز اهتمام ویژه به تلاش و بها دادن به وقت:
(رُفوی وقت- اولین رنج)
جای دیگری می رسیم به حکمت خداوندی:
(گره گشایی)
به این ها که بسنده کنیم در می یابیم که ملک الشعرا به واقع پروین را خوب شناخته است. با چند جمله از بهار، مقوله را پایان می دهیم:
«در ایران که کان سخن و فرهنگ است، اگر شاعرانی از جنس مرد پیدا شده اند که مایه حیرت اند، جای تعجّب نیست.
اما تا کنون شاعری از جنس زن که دارای این قریحه و استعداد باشد و با این توانایی و طیّ مقدمات تتبع و تحقیق، اشعاری چنین نغز و نیکو بسراید، از نوادر محسوب و جای بسی تعجّب و شایسته هزاران تمجید و تحسین است».