فاطمه فضلی: نوروز در خور نیز مانند بقیه ی شهر های ایران از آداب و رسوم خاص خود برخوردار بوده است. مردم از اواخر اسفند ماه به پیشواز بهار می رفتند و حدوداً یک هفته قبل از نوروز خانه تکانی ها شروع می شد.
✍?این مقاله پیشتر در شماره اول نشریه خورشید لارستان منتشر شده است.
◾خانم ها ظرف ها و کوزه ها و… را می شستند. چون آب کم بود فرش ها را نمی شستند، آنها را به حیاط می آوردند و دار می زدند (گردگیری می کردند). اما ملافه ها و لباس ها را می شستند. تمام منزل و حتی اتاقی که علوفه حیوانات در آن نگهداری می شد را مرتب می کردند. حیاط را آب پاشی و جارو می کردند و تا جایی که می توانستند به زیبایی و پاکیزگی منزل و خود می رسیدند. به قول یکی از بی بی ها که می گفت: النگوهایی پلاستیکی داشتیم که از خارج می آوردند و از طرف بندر به خور آورده می شد. هر کس آن النگوها را داشت زمانی که می شکست آن را بیرون نمی انداخت. نزدیک نوروز همان النگوهای شکسته شده را مثل زنجیر با چراغ دستی به هم می چسباندند. و یک یا دو متر از النگوها که به همین صورت آماده شده بود و مانند زنجیر در هم قفل شده بود را برای تزیین روی دیوار منزل می زدند.
◾در قدیم از سفره استفاده نمی کردند و تمام چیزهایی که برای نوروز آماده می کردند را درون سینی مسی می گذاشتند. سبزه ای که امروزه با گندم و… در ظرف های مختلف کاشته می شود استفاده نمی شد و کوزه های (برات) را با تخم (تله) از یک هفته قبل از نوروز سبز می کردند. خانم ها گل پِشی (صورتی) – گل یارده ای (بنفش) و گل بوگَزرَکی (زرد) را از صحرا می چیدند و درون کوزه می گذاشتند.
◾تخم مرغ پخته را با (جوهر) که از لار می خریدند رنگ می کردند. کاهو و پیازچه را در ظرفی می گذاشتند و کنار بقیه چیزها دورن سینی مسی قرار می دادند. بعضی ها پول هم درون سینی می گذاشتند و می گفتند: تا پول همیشه در خانه مان باشد یا به اصطلاح خودمان (سال شاگَرده). سُنجُد (سِنجِد) و سَمَنی ( سَمَنو) را از لار آماده می خریدند. آینه را به صورت خوابیده می گذاشتند و تخم مرغ رنگی روی آینه قرار می دادند. اعضای خانواده دور آینه می نشستند و اعتقاد داشتند هر زمان تخم مرغ تکان خورد سال تحویل می شود. آن زمان تلویزیون، رادیو و… نبود. مردم با علم خود روز تحویل سال را می دانستند. خانم ها چند نوع شیرینی، نان، حلوا، چنگال، حلوای گَمبیله، شربت سِکَنجَبین، نان زنجبیلی و… برای نوروز آماده می کردند.
◾علاوه بر موارد بالا که خانم ها برای نوروز آماده می کردند حلوای کُوَیته و کلوچه برنجی را از لار می خریدند و در نوروز حتما درون سینی می گذاشتند. یکی دیگر از چیزهایی که حتما برای روز نوروز آماده می کردند برگ انجیر کوهی یا همان (کِوه) بود. فصل پاییز (بوفَه) درست می کردند. به این صورت که (خَرَکِ لَشت) را به دو نیم می کردند و می گذاشتند خشک شود بعد آن را با گندم بو داده قاطی می کردند. “بوفَه ” را هم حتما برای نوروز می گذاشتند.
◾قبل از تحویل سال غذاهای درون سینی را نمی خوردند و بعد از تحویل شدن سال آنها را مصرف می کردند. همسایه ها و اقوام روز نوروز به منزل یکدیگر می رفتند و علاوه بر دید و بازدید سینی های همدیگر را نگاه می کردند که ببینند برای نوروز هر کسی چه چیزهایی درون سینی اش گذاشته است. روز نوروز بچه ها به دم در خانه ها می رفتند و می گفتند: (عَیدی مادَی ، عَیدی مادَی) . بزرگترها بلبل مُشاتی، تخم مرغ رنگی و نُقل به عنوان عیدی به بچه ها می دادند. بلبل مُشاتی را اصغر لاری به خور می آورد و مردم می خریدند. بلبل مُشاتی را هم حتما درون سینی کنار آینه و … می گذاشتند.
◾تخم مرغ رنگی را به صورت پخته یا نپخته به خانه همسایه ها می بردند. خانم ها برای نوروز دست هایشان را حنا می بستند و همچنین روز قبل از نوروز به حمام می رفتند که اگر حمام خور به هر دلیلی باز نبود به حمام (میر) لار می رفتند. لباس های نو و رنگ رنگی می پوشیدند و سعی می کردند لباس ها سبز، صورتی یا به رنگ روشن باشد. جنس لباس ها از پارچه های (کَربَس، اطلس، چیناوی، گاز، ململ و گل ابریشمی) بود. می گفتند شب را با لباس نوروزی بخوابید تا (سال توآگَرده) یعنی همیشه لباس نو داشته باشید.
◾یکی دیگر از رسم های نوروز در خور رنگ کردن حیوانات بود. هر کس هر حیوانی داشت مثل: گوسفند، بز، گاو، کَهره و مرغ را به نشانه نوروزی دادن رنگ سبز می کرد. حیوانی که تیره بود شاخش را رنگ می کردند و حیوانی که سفید بود روی پیشانی و کمرش را رنگ می کردند. اما الاغ را هم رنگ می کردند و هم حنا روی بدنش می گذاشتند. به پارچه های رنگی صدف و (غُر) آویزان می کردند و دور سر الاغ را با آن تزیین می کردند که به آن (اوسار) می گفتند. تعدای انگشت شمار اسب هم داشتند که اسب ها را هم تزیین می کردند. هر کس حیوانش را رنگ نمی کرد صبح نوروز که حیوان ها را به چرا می بردند مردم از صاحب حیوان سوال می کردند که چرا حیوانش را رنگ نکرده است و برای همه این رسم و رسوم نوروزی مهم بود.
◾یک رسم جالب دیگر در قدیم این بود که در روز نوروز شیر را به (ناوه) نمی بردند. در روزهای عادی دو یا چند همسایه یا اقوام با هم توافق می کردند که مثلا این هفته به مدت سه روز شیر را به یک نفر بدهند. ” چون شیر کم بود هر کس به تنهایی نمی توانست با همان مقدار شیر کم پنیر، دوغ، کشک، ماست و یا … درست کند. برای همین به نوبت شیر را به صورت قرض به همدیگر می دادند. و هفته بعد یا چند روز بعد همان مقدار شیر که با وسیله ای به نام (کَندَه) اندازه گیری شده بود به قرض دهنده پس داده می شد. این کار را همین طور در طول سال ادامه می دادند چون می خواستند همه خانه ها شیر، ماست، دوغ و… داشته باشند. اما فقط روز نوروز این کار را انجام نمی دادند یا به اصطلاح (شیر را به ناوه نمی بردند) چون می گفتند شگون ندارد. روز نوروز هر کس مقدار شیری که خودش داشت را استفاده می کرد و شیر اضافه را بدون این که بخواهد پس بگیرد به همسایه یا اقوام می داد. یا به صورت پنیر و… به خانه همسایه می برد.
◾در قدیم روزی به نام سیزده به در نبود. خانواده ها همیشه برای کار در صحرا بودند. اما روزهای نوروز به خاطر آب و هوای مناسب و سرسبزی دشت و صحراها هر روز را در صحرا به سر می بردند. کودکان در آنجا بازی های مختلفی از قبیل: الله بده بارون، قُل قُلی، تَسیار، نَرز، کُتُر (یک قل دو قُل)، دارچَکول، گِل بازی و… می کردند. مردم فصل بهار و ایام نوروز را به علت مناسب بودن هوا و سر سبزی خیلی دوست داشتند. و دوست داشتند عروسی ها در نوروز باشد. که همیشه این شعر را می خواندند:
?
حِنجِلَی سیــــــر آبَنِم با برگِ نیمیــــر آبَنِم
محضِ خاطر شادَ دوماد عیــــــدِ نوروز آبَنِم
برگرفته از صحبت های خانم ها: کنیز جمالپور، اشرف جباری و فاطمه شجعان
ــــــــــــــ
به کانال نشریه خورشید لارستان بپیوندید
https://t.me/khourshidlarestan
بسیار زیبا