شیخ محمد غزالی در پنجم ذی الحجه سال ۱۳۳۵ه-ق برابر دوازدهم سپتامبر ۱۹۱۷میلادی در روستای نکلاالعنب تابع استان البحیره در مصر متولد شد. پدرش احمد، که به عارف بزرگ اهل سنت، ابوحامد غزالی (۵۰۵) عشق میورزید، با توجه به علاقهاش و خوابی که دیده بود تصمیم گرفت نام فرزندش را محمد غزالی بگذارد.
شیخ محمد غزالی یکی از پرچم داران وحدت اسلامی در سده اخیر است. غزالی معتقد است که اسلام دین وحدت است و در اوایل ظهور توانست بین تمام قبایل عرب و عجم اتحاد برقرار کند و هفتاد سال بزرگترین تمدن انسانی و اسلامی را بنا نهاد؛ ولی متاسفانه پس از آن، تخم تفرقه پاشیده شد و جمعیت ها متفرق گشتند. بنابراین، غزالی اعتقادی به مرزهای جغرافیایی ندارد و بسیار فراتر از آن فکر می کند. از منظر غزالی هرجا مسلمانی زندگی می کند، آن جا کشور بزرگ اسلامی است. وی در این باره می گوید: « وطن کوچک ما سرزمین نیل است که مورد توجه ماست؛ ولی وطن بزرگتر ما سرزمینی است که عرب آن را در اختیار دارد و مورد علاقه ماست؛ اما وطن عالی ما منطقه ای است که همه مسلمانان را طبق یک اصول و فکر و عقل با یکدیگر مربوط ساخته و قلبهایشان با یکدیگر رابطه دارد. مسلمین برسر امور واهی همچنان دستخوش خصومت و اختلاف مانده اند و جامعه ای که می باید ایشان را از تفرقه باز دارد هنوز به صورت آرزویی باقی مانده و نورصفا و محبتی که سزاوار است راه را در برابرشان روشن سازد هنوز پرتوی فراراه ایشان نیفشانده است.
او عدم آگاهی، نویسندگان مغرض و یادآوری اختلافات گذشته را از عوامل تفرقه می داند و به نقش مسئولین در حفظ وحدت اشاره می کند. همان طور که غزالی با نوشتن بیش از پنجاه کتاب پر محتوا و مفید نام خود را به عنوان یکی از نویسندگان مهم مصر و جهان اسلام به ثبت رساند، از امر تبلیغ و خطابه هم غافل نبود و توانست با زبان، مردم را به سوی تعالیم اسلامی فراخواند. وی فعالیت مطبوعاتی خودرا با هفته نامه «اخوان المسلمین» وابسته به جمعیت اخوان المسلمین آغاز کرد. مقالات وی در این هفته نامه به طور مرتب در ستونی به نام « خواطر حره» به چاپ می رسید. ولی با دستگیر و زندانی شدن وی در سال ۱۳۶۷ ه.ق. امکان همکاری با مطبوعات از او سلب شد. مسئله ای از مسائل روز نبود که غزالی در مقابل آن موضعگیری نکند و مقاله ای درباره آن ننگارد. مقالات انقلابی و اسلامی او در مطبوعات مصر، خشم حکومت را بر می انگیخت.
او در سال ۱۹۸۹ با تألیف کتاب جنجالی «السنه النبویه بین اهل الفقه و اهل الحدیث» (ترجمه شده با عنوان نگرشی نو در فهم احادیث نبوی) رسماً با تفکر ظنی/حدیثی خداحافظی کرد و پا در مسیر شاگردان معنوی عبده مانند محمود ابوریه، علی عبدالرزاق، شلتوت، صبحی منصور …گذاشت. او در این کتاب با استاد احمد امین هم نظر است که متأسفانه محدثین به جای توجه به نقد متن حدیث، تمام همت خود را صرف نقد سند آن کردهاند. غزالی در این کتاب ضمن ارجاع به تفکر متقدمان اهل حدیث، در اینکه هیچ یکی از محدثان معصوم از خطا و اشتباه نیست، نقدهای جدی را بر احادیث جعلی وارد شده در برخی کتب حدیثی معروف وارد می کند. پس از انتشار کتاب «السنه النبویه بین اهل الفقه و اهل الحدیث»، حملات بسیاری بر غزالی وارد شد. حتی او را به انکار سنت متهم کردند. اما دو سال بعد و در سال ۱۹۹۱، غزالی بدون عقب نشینی از مواضع قبلی خود، این بار ضمن انتشار کتاب «تراثنا الفکری فی میزان العقل و الشرع»(ترجمه شده با عنوان ارزیابی میراث فکری مسلمانان/نشر احسان) با استدلالات قویتری، سخنان خود را تکرار کرده و قبای شک و ظن و گمان را بر تن احادیث کرد.
او سرانجام در حین مناقشه مسئلهای که به عقیده مربوط میشد در کنفرانس دعوت اسلامی در ریاض دچار حمله قلبی شد و در اثر آن در نوزدهم شوال ۱۴۱۷ = ۹ مارس ۱۹۹۶ درگذشت و در مدینه منوره در قبرستان بقیع دفن شد.
درود برجناب غزالی در مذهب ما شیعیان نیز اهل ظاهر با به روز کردن شریعت مشکل دارن اما تنها راه علاقه مند کردن نسل جدید به دین همینه و بس