شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۲:۲۰
سرویس: گزارش ویژه
 |  23/ ژانویه/ 2022 - 7:10
  |   نظرات: بدون نظر
بازدید

✳️ محمدسعید کامیاب پیشکسوت فرهنگی خور: با وجود کارشکنی‌ها مدرسه راهنمایی خواجه‌نصیر را تاسیس کردم/ با ثبت‌نام دختران فامیل خودم در مدرسه، تابوی حضور دختران در مدرسه را شکستم/ اگر به عقب بازگردم باز هم معلمی را انتخاب می‌کنم

?️ یک‌شنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰

◾به گزارش خورشید لارستان، محمدسعید کامیاب فرزند علی‌محمد، متولد ۱۵ مهر ۱۳۱۸ در خور لارستان است. از آن زمان که او بنای ساخت مدرسه راهنمایی خواجه‌نصیر خور را گذاشت بیش از ۴۵ سال می‌گذرد. او برای این‌کار و البته ثبت‌نام دختران زادگاهش در آن مدرسه سختی‌های بسیاری را به جان خرید و از طعنه و کارشکنی‌ها نهراسید چرا که هدفش ارتقا آموزش و فرهنگ در زادگاهش خور بود. او هم اکنون ۸۲ ساله شده و وقتی به گذشته می‌نگرد گرچه دلخوری‌هایی دارد اما می‌گوید با تمام سختی‌هایی که متحمل شدم اگر به عقب برگردم باز هم معلمی را انتخاب می‌کنم.

___________________________________

از او می‌پرسیم در نوجوانی دوست داشتید چه‌کاره شوید و چه شد که معلمی را انتخاب کردید؟

من هم مثل همه جوان‌ها آرزوهای زیادی داشتم و علاقه‌مند بودم برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه شوم ولی بنا به دلایلی ممکن نبود. خیلی برایم واضح نیست که من معلمی را انتخاب کردم یا معلمی مرا انتخاب کرد. هر چند از همان ابتدا به تحصیل، سوادآموزی، تدریس و معلمی علاقه داشتم. ولی هرگز به صورت جدی و به عنوان شغل به این مسئله فکر نکرده بودم. در سال ١٣۴١ به طور اتفاقی آگهی استخدامی آموزش و پرورش را دیدم. در آزمون شرکت کردم و قبول شدم. همه شرایط مهیا شد و علاقه هم بود. این بود که معلم شدم.

در پاسخ به این سوال که آیا اگر دوباره به عقب بازگردید باز هم معلمی را انتخاب خواهید کرد می‌گوید:

اینکه به عقب برگردم ممکن نیست اما آنچه مسلم است به تدریج علاقه‌ام به معلمی بیشتر و بیشتر شد و اگر با این تجربه به عقب برگردم باز هم معلمی را انتخاب می‌کنم البته با انگیزه و تلاش بیشتر.

و از اولین سال‌های حضورش در کسوت معلمی می‌گوید:

در سال ١٣۴١ پس از قبولی در آزمون به بخش لامرد دهستان گله دار روستای فال اسیر و سپس به دبستان بهرامی گله‌دار رفتم. همزمان با آمدن سپاه دانش تمامی معلمان قدیمی به بخش مرکزی یعنی لار منتقل شدند و من هم خور را انتخاب کردم و مشغول تدریس در دبستان مشفق خور و پس از چند ماه به عنوان مدیر مشغول به خدمت شدم. در آن سال‌ها به دلایلی که نامش را کارشکنی می‌گذارم درخواست انتقالی به دبی را دادم و به مدرسه ایرانیان دبی منتقل شدم. در سال ١٣۵٣ مجددا از دبی به ایران منتقل شدیم و حق انتخاب محل خدمت را به خودمان دادند که مجدداً خور را انتخاب کردم.

و اما شروع کارش در لباس معلمی در خور و دغدغه آموزش دختران زادگاهش:

همانطور که قبلاً گفتم بعد از گله‌دار به بخش مرکز شهرستان منتقل شدم و من خور را انتخاب کردم. در آن زمان امکان تحصیل برای دختران در خور وجود نداشت و این دغدغه از زمان استخدامی من با من بود. به همین دلیل به محض ورودم به کادر آموزش دبستان مشفق خور؛ بدون توجه به کارشکنی‌ها و جوسازی‌های تعدادی، اقدام به ثبت‌نام دختران فامیل خودم کردم. در آن ایام سن پسران مدرسه چند سال بیشتر از سن دانش‌آموزان امروز بود و این بهانه‌ای بود برای کارشکنان و آموزش و پرورش که تحصیل دختران را منوط به داشتن مدرسه‌ای مجزا و کلاس درس مخصوص می‌دانست که در آن ایام امکانش نبود. خلاصه به هر زحمتی بود من کلاس‌های مختلط را جا انداختم و خوشبختانه مشکلی هم پیش نیامد و این مهم انجام شد. پس از چند ماه مدیریت دبستان را به من سپردند اما جوسازی‌ها ادامه داشت تا اینکه درخواست انتقالی به دبی را دادم که مورد موافقت قرار گرفت.

و از بنای مدرسه راهنمایی خواجه‌نصیر خور می‌گوید:

به مدت چهار سال در مدرسه ایرانیان دبی بودم که مصادف شد با تغییر نظام آموزشی به صورت دبستان، راهنمایی و دبیرستان. این بود که به فکر تاسیس راهنمایی در خور افتادم و برای گفتگو با خیرین پیش‌قدم شدم. سال ١٣۵٣ خدمتم در دبی پایان یافت و آموزش و پرورش امکان محل خدمت را به خودمان واگذار کرد. بسیاری از همکاران ما در آن زمان، تهران و یا مراکز استان را انتخاب کردند ولی من در جهت محقق کردن تصمیمم، مجددا خور را انتخاب کردم و به محض آغاز به خدمتم به عنوان مدیر مدرسه مشفق درخواست مجوز برای مدرسه راهنمایی را دادم و همان‌طور که پیش‌بینی کرده بودم آموزش و پرورش برای صدور مجوز شرط ساختمان مدرسه مجهز به کارگاه و آزمایشگاه را بیان کرد. بنده نیز به همراه برادر مرحومم غلام‌حسین کامیاب و حاج عبدالله و محمد صالح جمالی و تنی چند با تماس با خیرین مبلغ ٧٣٠ هزار تومان جمع آوری کرده و ده هزار متر زمین برای مدرسه جدا و نشانه‌گذاری شد. خلاصه از مسئولین آموزش و پرورش و مردم زیادی دعوت شد تا افتتاحیه انجام شود. اما عده‌ای اقدام به جوسازی و ادعاهای بی‌پایه در مورد مالکیت زمین کرده و به دلیل طمع به مبلغ جمع شده، درخواست این را داشتند که پول را به آن‌ها تحویل دهیم تا ساخت مدرسه زیر نظر آنان باشد. مجددا خوری‌ها غیرت‌شان را نشان دادند و حمایت‌شان را ابراز داشتند. برای آرام کردن جو و اوضاع پیش آمده، مجدداً از دویست تا سیصد نفر مردم دعوت شد و از بین آن‌ها دو نفر از اهالی به نام‌های حاج عبدالرحیم نوربخش و محمد‌ولی کشاورز را به عنوان پیمانکار انتخاب کردیم. قرار شد پول را در سه نوبت به آن‌ها بدهیم. در آن زمان مدرسه راهنمایی را در مدرسه یادبود با دو اتاق راه انداختیم که کلاس سوم آن در چادری که از سازمان جوانان هلال احمر گرفته بودیم راه اندازی شد. ساخت مدرسه بیش از یک سال به طول انجامید اما با فضل الهی بالاخره مدرسه ساخته شد. البته بودجه کافی برای دیوار دور آن نبود که به کمک معلم حرفه و فن و دانش آموزان از حصار فلزی ( فنس) مدرسه یادبود استفاده شد. ناگفته نماند که با وجود کارشکنی های ادامه‌دار، از دختران نیز در راهنمایی ثبت نام کردیم و بسیاری از آن‌ها پس از راهنمایی به دبیرستان نیز رفتند. قابل ذکر اینکه چندین بار دیگر برای تجهیز و خرید وسایل کارگاه و آزمایشگاه از خیرین کمک گرفتیم. تقریباً تا اواخر دوران خدمتم در همان مدرسه بودم ولی اواخر خدمتم ناخواسته به شهر جدید منتقل شدم.

می‌پرسیم خیلی از همکاران شما پس از چند سال، این شغل را رها کردند و به شغل‌های آزاد و پردرآمدتری کوچ کردند. آیا شما هم در طی سی سال خدمت‌تان وسوسه نشدید برای رها کردن این شغل؟

فشار مالی و دغدغه همیشه بوده و پیشنهادهای خوبی هم داشته‌ام. اما احساسم از اینکه سیستم آموزشی در خور به من نیاز دارد همیشه غالب بوده و در این راه یاریم داده است.

از او می‌خواهیم به گذشته برگردد و بهترین و تلخ‌ترین خاطره‌ای که از دوران خدمتش در ذهنش مانده را برای ما تعریف کند.

تلخ‌ترین خاطره‌ها زمانی رقم می‌خورند که آدم از خودی می‌خورد! همان اشخاصی که بعضاً به دلیل طمع و حسادت و بیشتر به علت جهالت، کارشکنی می‌کردند و این که آخرین سال‌های خدمتم را مجبور به ترک خور و مدرسه‌ای که در جریان رشدش بودم شدم. اما خاطرات خوبم از غیرت مردم خور و آن‌هایی هست که ایستادند و تلاش کردند و آن دانش‌آموزانی که با مدارک دانشگاهی و دینی در سرتاسر گیتی مشغول خدمت هستند.

و در پایان از بزرگ‌ترین آرزویش می‌گوید:

با گذر زمان آرزوها عوض می‌شوند و شکل دیگری‌ می‌گیرند. نگرش اکنون من، سعادت را در خدمت به خلق دیده و تربیت را برتر از آموزش، و در جهت هر دو تمام تلاشم را انجام داده‌ام.

?️این مصاحبه در سال ۱۳۹۸ توسط یدالله خرمی و از سوی نشریه خورشید لارستان با محمدسعید کامیاب انجام شده است. آن زمان بنا بود مصاحبه در شماره دوازدهم نشریه خورشید منتشر شود که با توقف چاپ کاغذی نشریه، مصاحبه نیز منتشر نشد.

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

آخرین نظرات شما
  • سلام. اوقات شرعی خور روزانه در کانال واتساپ و اینستاگرام خورشید قرار داده میشه....
    admin در: ارسال مطلب
  • نباید همه را به یک چشم نگاه کنیم افراد شریفی هم هستند که چندین سال در کنار ما بزرگ شدن و زندگی کردند وما از ایشان هیچ گونه کار خلافی ندیدیم...
    در: ماجرای حضور پرتعداد افاغنه در خور مردم را به دفتر شورای‌شهر کشاند/ شورا: باید قبول کرد که تناسب جمعیتی در شهر برقرار نیست/ جز با همکاری مردم امکان ساماندهی اتباع وجود ندارد.
  • احسنت همکار گرامی قدیمی...
    Seyed در: گفت و گو با مهرنوش فربودی مدیر دبیرستان دخترانه حاج عبدالله خوری
  • با سلام در آن زمان میخانه بود که خانواده ها اسیر بودند اکنون گیم نت ها جایگزین آنها شدند زمانیکه نانوایی سه چهار ساعت کار میکند و می بندد چطور یک گیم نت از اول صبح تا پاس...
    در: گزارش مردمی از وضعیت گیم نت های خور: هیچ کس جوابگو نیست!
  • احسنت بر شما همکار قدیمی...
    سید در: گفت و گو با مهرنوش فربودی مدیر دبیرستان دخترانه حاج عبدالله خوری
  • سلام لطفا اوقات شرعی شهر خور را در سایت بزارید یا آدرس سایتی که اوقات شرعی رو داره در پیوند قرار دهید ضمنا آدرس سایت انجمن خیریه صابرین خور رو که در سایت گذاشتید به نظر ا...
    در: ارسال مطلب
  • با اینکه مدت طولانی ای گذشته اما باز هم به شما تبریم عرض میکنم و امیدوارم به صمت های بالاتر برسید چون شما لیاقتش را دارید . به شما افتخار میکنیم....
    حاجی زاده در: دکتر علی خوشنود عضو شورای پژوهشی دانشگاه پیام نور هرمزگان شد
  • سپاسگزارم از خانم فاطمه گل حقیقت بخاطر زحمات ایشان در امروز و امشب واقعا ایشان من نزدیک مشاهده کردم برای این برنامه چندین روز تلاش کردن و برنامه ریزی کردن برای پرآوازه کر...
    شهروند فیشور در: جشنواره بازی های بومی ومحلی لارستان در اوز برگزار می شود
  • خودش پول از تو کجاش بیاره مقبره بسازه...
    در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • ممنهه...
    در: قطار ۵ ستاره شیراز به تهران با امکان سرعت ۲۰۰ کیلومتر آغاز به کار کرد + تصاویر
نیازمندی ها
آمار بازدید:

بازدید امروز: 36 بازدید

بازدید دیروز: 142 بازدید

بازدید کل : 5386201 بازدید