?️ شنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۰
◾مجید احمدی گلهداری(مدیر انتشارات ایلاف) یادداشتی درباره عید نوروز برای خورشید لارستان ارسال کرده است که با هم میخوانیم:
▪️هر چه پدیدهای طبیعیتر باشد به طبع آدمی مطبوعتر مینشیند، و چه پدیدهای طبیعیتر از جشن نو شدن طبیعت! زیستبومِ فارس، برآمدگاه نو شدن طبیعت است، سرزمین حاصلخیزی که مردمانش با چهار فصل طبیعت میزیند، و هر فصل برایشان رنگ و بوی ویژه خود دارد.
▪️نوروز برای ایرانیان، هویت و جشن ملی است که آتش هر تلاشی هر چند با دَمِ مذهب، نتوانسته است بر رخسار آن دودی نشاند. نوروز فرزند طبیعت است، در دامن اغیار نمینشیند و در دام اقوال نمیافتد.
▪️بعد از استیلای اسلام، اشخاصی (فقهایی)، با دستاویزهای روایی تاریخمند و مخصّص، قواعدی فقهی در نفی و نهی تشبّه به غیرمسلمانان از جمله مخالفت با زیّ العجَم (آداب و رسوم غیر عرب) بنیان نهادند و کوشیدند این جشن انسانی و ملی پایدار را به سبب آنکه عیدی عربی و دینی نیست از میان مسلمانان بردارند، غافل از اینکه این جشن، هویت و تاریخ ملی این زیست بوم کهن است و تا این سرزمین سرزنده باشد، این جشن از شور و رونق نخواهد افتاد.
▪️باری، هر ملتی جشنی دارند، ملت ایران هم جشن ملی نوروز دارد، و ای زهی جشن نوروز! اعیاد مذهبی به وسعت یک ملت نیست؛ از این روست که می بینیم در میان ملتها، مردمانی هستند که غیر از جشن ملی فراگیر، جشن یا جشنهای مذهبی خاص خود نیز دارند.
قرار و مدار ملت ایران این نبوده است که فقط عید مذهبی داشته باشند! دو عید فطر و قربان، عید خاص ملت مسلمان ایران است و عید نوروز، عید فراگیر ملت ایران.
▪️نوروز، جشن مصنوعی و مذهبی نیست؛ نوروز، عید طبیعت است، حیات دوباره زمین است، روزیست که درختان به نوجامههای سبزرنگ بر میآیند و دست گیاهان از آستین سبزِ جوانهها به آسمان فرا میرود؛ روز شکفتن، گشوده شدن، نوشدن و فرا رفتن است. نوروز به سبب طبیعی بودنش بر همه جشنهای مصنوعی برتر مینشیند و زندهدلان را به فراروی و نوشوندگی فرا میخواند. نوروز را اخلاق مندانه پاس بداریم و هر چه نشاید را از آن دور نماییم. حال که نوروزمان چنین است، میکوشیم که روزمان را نو کنیم، بل حال و روزمان را، بلکه اصل حالمان را…
▪️عارفی چه زیبا گفته است: اگر قدمها بروند، دوباره بر میگردند؛ اگر دلها بروند، چه بسا هیچ وقت بر نگردند. قدم پیش گذاریم به دنبال دلهای رفته، که قدمهای رفته خود باز خواهند گشت. روان گردیم به پای هر دلی که افسردهایم که افسردهدل را پای روان نیست. آب، پژمردگی گیاه را از قصور خویش میداند، از این روست که خود به پای آن روان میشود. آبِ روان که باشیم، خواستن عذر تقصیر، آسان مینماید.
▪️بزرگان ادب پارسی این سرزمین ادبپرور، ندای حیاتبخش بهار را به گوش جان شنیدند، با او همشعور شدند و در بهاریههای خود به شیوایی و گویایی، پیامش را شاعر شدند و با زیبایی هر چه بیشتر به گوش ایرانیان نواختند. آغاز و پایان همه آن زیباییها، شعر سلطان الشعراء، سعدی سعادتمند است که میفرماید:
آدمی نیسـت که عـاشق نشود وقت بهار
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حَطَب است
جنبش سـرو تو پنداری کز باد صباست
نه که از ناله مرغان چـمن، در طرب است…