عارف رفیعی: “بالاخره سایت خبری ـ تحلیلی خور راه افتاد.” همین خبر کوتاه شاید نوید بخش از سرگیری فعالیت رسانه ای نیروهای علاقه مند به فعالیت اجتماعی در این شهر خاموش باشد. اما کیست که در جریان گذشته فعالیت های اجتماعی خور باشد و در دل این نگرانی را نداشته باشد که این فعالیت نیز روزی کم رنگ یا متوقف می شود!
لطفا زود قضاوت نکنید، من از آن دست آدم های بدبین و ناامید نیستم اما تجربه است دیگر! اصلاً قرار نیست که فعلا در مورد رمز بقای سایت خور صحبت کنم ولی واقعیت این است که اگر بدانیم برای چه منظوری این سایت ایجاد شده، قطعاً در ادامه راه موثر است و می توانیم راهبرد سایت را با پاسخ به همین سوال پیدا کنیم. و پیدا کردن راهبرد خود، نقشی مهم در بقای سایت خواهد داشت.
اگر تعارف را کنار بگذاریم، می توانیم بگوییم که مشکلات خور یکی دو تا نیستند. برخی از این مشکلات همین الان هویدا هستند و برخی دیگر- اگر عجله ای در کار نباشد- در آینده ای نه چندان دور عیان خواهند شد. حال سوال اینجاست که رسانه ی مثل سایت خور در این میان چه نقشی می خواهد و می تواند داشته باشه؟ این سوالی بود که قبل از راه اندازی سایت با دوستان در صدد پاسخ دادن به آن بودیم و فکر می کنم هنوز به خوبی در فضای سایت بدان پرداخته نشده. با کلی گویی در زمینه نقش رسانه ها در جامعه ی امروز نمی توانیم به نقش مورد نظر خودمان برای سایت خور اشاره کنیم. من امیدوارم دیگر دوستان نیز در همین شروع فعالیت سایت، در این زمینه دست به قلم بشوند.
با این مقدمه ی نسبتا طولانی، می خواهم به این موضوع بپردازم که کارکرد مورد نظرم از سایت خور چیست؟ بدیهی است که این رسانه می تواند کارکردهای متعددی داشته باشد. من در این نوشته به یک مورد می پردازم که همیشه بر آن تأکید داشته ام و دیگر موارد را در نوشته های بعدی خواهم گفت.
من همیشه گفته ام که مشکلات ما مردم خور را می شود در دو کلمه خلاصه کرد: ” نبود آموزش”
یعنی این که ما باید بیاموزیم. حتما برای خواننده این نوشته این سوال پیش آمده است که چه چیزی را بیاموزیم؟ پاسخ بستگی دارد به سن، جنسیت، تحصیلات و عوامل دیگر. من معتقدم در شهر ما کمتر کسی به نقش خودش و وظایف و البته حقوق خودش شناخت دارد. این نداشتن آگاهی شامل پدر خانواده، مادر خانواده، فرزند خانواده و نیز تحصیلکردگان جامعه می شود. فعلا نمی خواهم بیشتر از این، به این مطلب بپردازم. اما از نظر من قبل از آموختن نقش و وظایف و حقوق خودمان یک مساله دیگری برای آموختن داریم که به نوعی پیش نیاز آموختن حقوق و وظایف خود ماست. این آموختنی که می تواند برای همه ما مشترک باشد این است: ” آموزش متفاوت بودن!”
و این یک توقع به ظاهر حداقلی ولی بسیار مهم من از سایت خور است که سعی می کنم بیشتر در مورد آن توضیح بدهم. وقتی شهرم رو با دیگر مناطق بزرگتر و کوچکتر مقایسه می کنم، به این نتیجه می رسم که یک الگوی خاص از خوری بودن چه برای خود مردم خور و چه از دید دیگران شکل گرفته. یعنی در بسیاری از موارد می شود حکم کلی چه مثبت و چه منفی برای خوری ها صادر کرد. این به معنی انکار تفاوت ها نیست بلکه بحث غلبه یک نگرش بر رفتار و کردار خوری هاست.
پدر خانواده تقریبا یک سبک رفتار دارد، ثروتمند خوری هم همینطور. حتی دانشجو و دانش آموخته خوری هم که قاعدتاً باید منادی تغییر و اصلاح باشد هم الگوهای رفتاری یک خوری رو باز تولید می کند. من عمداً در این نوشته به این که این الگوها چه هستند نمی پردازم و بحث در این مورد رو به نوشته های آینده موکول می کنم.
حال، اثری که فعالیت های اجتماعی به طور عام در شهر ما می تواند داشته باشد این است که به ما کمک کند متفاوت باشیم. مثلا به ما کمک کند که درک کنیم من به عنوان یک خوری در کنار تحصیل تخصصی، سه تار می توانم سه تار بنوازم یا در زمینه فردوسی مطالعات گسترده داشته باشم. یا اگر یک خوری ثروتمند هستم، در کنار دغدغه زمین و ملک، از رفتن به کنسرت موسیقی سنتی هم لذت ببرم.
اگر بخواهم بحث خود را به صورت عینی و مصداقی تر بیان کنم، باید به اهمیت نقش “روشنفکری” نیروهای تحصیلکرده در جامعه خور اشاره کنم. در یک جامعه عقب مانده یا رو به رشد، تحصیلکرده های جامعه علاوه بر وظیفه ای که در زمینه درس و دانشگاه خود دارند، به ناچار باید به عنوان یک “روشنفکر” برای بهبود اوضاع شهر و دیار خودشان تلاش کنند. در این راه البته چالش های فراوانی وجود دارد که “توانستن” در انجام این رسالت روشنفکری را دشوار می سازند اما گام اول، درک این رسالت و “خواستن” است. تغییر خواهی در هر جامعه ای می تواند هزینه بر باشد. حتی همین کلمه روشنفکر می تواند در بسیاری از موارد به عنوان ناسزایی موثر بر علیه نیروی تحول خواه به کار رود. همین هزینه های فراوان می تواند فکر اصلاح و متفاوت بودن را از سر یک فرد تحول خواه بیرون کند. در جامعه ی خور، که الگوهای قوی ضد اصلاح شکل گرفته است، بسیاری از دانش آموختگان نیز خواسته یا ناخواسته بر همان مسیری می روند که جامعه طی می کند. اینچنین است که دانش آموخته ی خوری معمولا مثل دیگر مردمان این شهر، تک بعدی است، نمی خواهد متفاوت باشد، تفکر مادی دارد، چه بسا مثل دیگران به نقش تحصیل در بهبود شرایط شخصی خود و اجتماعی خور بدبین و حتی بی اعتقاد است.
هر گونه فعالیت اجتماعی که بتواند این الگوهای قوی را به چالش بکشد و بتواند نوعی دیگر از خوری بودن را عرضه کند، از نظر من غنیمت است. این فعالیت اجتماعی می تواند تشکیل یک انجمن فعال ادبی باشد یا برگزاری کلاس های موسیقی و یا کارگاه های کارآفرینی. یا حتی اظهار نظر یک کارشناس خوری در یک زمینه تخصصی در نشریات محلی و استانی و کشوری. در این میان سایت خور می تواند با اطلاع رسانی در این زمینه های ایجاد “تفاوت” و نیز ایجاد فرصت برای بروز استعدادهای مشتاق خوری که میل دارند که یک “خوری متفاوت” باشند، گام های اولیه برای شناخت بیشتر از خود و ایجاد اعتماد به نفس به نیروهای تحول خواه اما مهجور، را بردارد. این کارکرد مورد نظر من از سایت خور، بیشتر مربوط به جنبه فعالیت اجتماعی آن است و نه نقش تخصصی آن به عنوان یک رسانه.
در این مورد بیشتر صحبت خواهیم کرد مخصوصا نقش نیروهای تحصیلکرده و “رسالت روشنفکری” که در حد یک عنوان مطرح شد در این نوشته. فعلا منتظر دیدگاه های دوستان هستم.
باسلام واحترام.به نکات دقیق ومهمی اشاره نمودیدجناب اقای رفیعی.به نوشته ها ادامه بدهید به نظرم در پایان اگه مختصر مقال هم بیان می کردید به علت طولانی بودن متن شاید بعضی حوصله ی خوندن نداشته باشند.البته من خوندم.تناسب عکس اخرین شماره پیک مشتاقان با این مقاله چیست؟ موفق باشید.
سپاس از توجه شما
البته که در این زمانه که ما بیشتر به گفتگوهای شفاهی روی خوش نشان می دهیم و تحت تاثیر شبکه های اجتماعی به مطالب کوتاه عادت کرده ایم، این مطلب ممکن است طولانی به نظر برسد
ولی اگر قرار است سایت دارای مطالب تحلیلی باشد، چاره ای جز دیدن و خواندن مطالبی با این حجم و بیشتر نیست.
در ضمن، تصویر در واقع یکی از شماره های پیک مشتاقان را نشان می دهد. که البته آخرین شماره اش نیست. چون پیک مشتاقان تا شماره ۲۴ منتشر شد. پیک مشتاقان نمادی از فعالبت های اجتماعی گذشته این شهر است که به دلایلی نا تمدم ماند هر چند به نظر من اثر مثبتش تا مدت ها بعد از توقف انتشارش دیده شد
آفرین به همت بلندتان و آرزوى موفقیت روز افزون براى شما دلسوزان
با سلام و تشکر ، امیدوارم جایگاهى باشه براى عرضه ایده و افکار نوین جوانانى که در جامعه خور هیچ جایگاهى براى عرضه آنها ندارند ، موفق باشید
با تشکر. بقول خودتان:
هر گونه فعالیت اجتماعی که بتواند این الگوهای قوی را به چالش بکشد و بتواند نوعی دیگر از خوری بودن را عرضه کند، از نظر ما غنیمت است.
بقول خودتان:
تغییر خواهی در هر جامعه ای می تواند هزینه بر باشد.
–
دانش آموخته ی خوری معمولا مثل دیگر مردمان این شهر، تک بعدی است، نمی خواهد متفاوت باشد، تفکر مادی دارد، چه بسا مثل دیگران به نقش تحصیل در بهبود شرایط شخصی خود و اجتماعی خور بدبین و حتی بی اعتقاد است.
البته ما خوری های دانش اموخته های زیادی داریم که واقعاً متفاوت هستند مثل خود نویسنده مطلب اقای رفیعی که اگر برید در سایت های خبری تحلیلی منطقه مطالب تحلیلی که نوشتن رو مطالعه کنید متوجه تاثیرگذاری نوشته ها و شخصیت ایشون در منطقه میشین
از دیگر مثالهایی که میتونم در این زمینه بزنم به اقای دکتر افتخار اشاره می کنم که یکی از موفقیت هاشون در همین سایت هم بازتاب داده شده ایشون نویسنده کتاب و پژوهشگر و استاد دانشگاه هستند
یا از اقای دکتر حبیب اله عباسی استاد دانشگاه صنعتی جندی شاپور و از نخبگان علمی منطقه و کشوری میشه نام برد که هم از شان اجتماعی و هم شان علمی بالایی برخوردارند
یا استاد ارجمند دکتر سید احمد هاشمی که نه تنها در منطقه بلکه در سطح کشور به عنوان یکی از مفاخر علوم دینی خوری مطرح هستند
فک می کنم همین چند مثال میتونه گویای این مطلب باشه که
“من می خواهم ، پس می توانم متفاوت باشم”
اقای رفیعی ممنون از مطلب ارزنده ای که در این سایت نوشته اید
ممنون از جناب مهندس عارف دامت توفیقاته. مطلب تون خوب بود و بنده لذت بردم. فقط پیش از اینکه به بررسی و نقد مطلب بپردازیم چند سوال برای بنده حقیر حادث شده که امیدوارم مرحمت بفرمایید و ما را از این تاریکی و جهل برهانید. باشد که رستگار شویم!
نخست: متفاوت بودن به خودی خود یک مفهوم مبهم هست که نه شاخص های مشخصی دارد و نه معیار مناسبی برای سنجش و اندازه گیری آن. چگونه از این مفهوم مبهم باید برای بهتر شدن خود و جامعه بهره مند شد؟
دویم: متفاوت بودن قاعدتا به معنای بهتر بودن، برتر بودن و رو به پیشرفت بودن نیست. شاید هم پوشانی داشته باشد با مساله نخست که این اصطلاح اساسا مبهم است و نیاز ابعاد مختلف آن حداقل از نظر نگارنده مطلب مشخص شود.
سیم: زمینه ها، بسترها و ملزومات ما برای این متفاوت بودن چیست؟ این بسترها آمادگی متفاوت بودن را دارند؟ زمینه ها برای آغاز متفاوت بودن مهیاست؟ با محافظه کاران و سنتی گرایان شهر چه باید کرد؟ آنان که از متفاوت بودن تعبیر ولنگاری و غرب زدگی می کنند و سد راه می شوند؟
چهارم: پتانسیل شهر خور را از نظر نیروی انسانی خبره، دانشگاهی و آگاه در جریان هستید. وضعیت رفتاری و اخلاقی مردم شهر را می دانید و فرهنگ حاکم و مسلط بر این جامعه کوچک را. آیا پیش از اینکه این مردم را به سوی متفاوت بودن سوق دهیم بهتر نیست درست اندیشیدن را به آنان بیاموزیم؟!
ببخشید که مثل خودتان بر اسب رام ناشدنی قلم و نقد نشسته و تاختم…
احسنت جناب مهندس رفیعی عزیز از نگارش متن ریشه ای و فوق العاده فوق.
برخود لازم و واجب دانسته که به سهم خود تمجید و تقدیر و تشکر بعمل آورده از عزیزان پر شور و شعور و فعالان اجتماعی و خوش فکر و زحمتکشان دلسوز و خصوصا مدیریت محترم این سایت.
امیدوارم که خداوند توفیق دهد تا با راه اندازی این سایت که آن را به فال نیک میگیریم در سایه همدلی و مشارکت دلسوزانه عموم شهروندان در راستای بهبود وضعیت شهرمان و تامین کمبودهای اساسی و زیر بنایی و فرهنگی شهرمان و همچنین رشد ترقی و عمران و آبادانی خور با پویایی و تحرک هر چه بیشتردر انعکاس مطالبات به حق مردممان در داشتن شهری زیبا و آباد و فرهنگمدار در سایه آگاهی و آموزش از درگاه خداوند منان بهترین ها را مسئلت دارم.
ابراز محبت و الطاف بی شائبه و توجهات دلسوزانه همه عزیزان را می ستایم.
آرزوی سلامتی و توفیق هر چه بیشتر برای همه فعالان عزیز شهرمان که دغدغه های آموزشی فرهنگی تحصیلی ورزشی و … شهروندان را دارند.
خاص از بذل همت و مشارکت و توجه جناب رفیعی با نگارش متن فوق و آسیب شناسی به تعبیر مهندس شهر خاموش ، بسهم خود تقدیر و تشکر می نمایم.
حال که دوستانی در بخش نظرات از متن زیبای فوق نقل قول هایی را ذکر نموده اند، بنده هم این قسمت را بانقل قولی از نگارش زیبای جناب رفیعی پایان بخش نظراتم در این پست قرار خواهم داد.
” اگر تعارف را کنار بگذاریم، می توانیم بگوییم که مشکلات خور یکی دو تا نیستند. برخی از این مشکلات همین الان هویدا هستند و برخی دیگر- اگر عجله ای در کار نباشد- در آینده ای نه چندان دور عیان خواهند شد. حال سوال اینجاست که رسانه ی مثل سایت خور در این میان چه نقشی می خواهد و می تواند داشته باشه؟ ”
سپاس.
سپاس از لطف دوستان
در نکمیل سخنان پر از لطف آقا یا خانم “دتنش آموخته” می تونم به افتخارات دیگر دانش آموختگان شهرمان اشاره کنم به عنوان نمونه آقای محمودی مدیر همین سایت، که دارای تالیفات ارزشمندی در زمینه تاریخ جنوب هستند. البته این “تفاوت” که من در پی آن هستم منحصر به دانش آموختگان نیست.
اما در پاسخ به آقا یا خانم “دلسوز شهر”:
حق با شماست. متفاوت بودن شاخص مشخصی نداره بلکه یک رویکرد شخصی است برای ایجاد تغییر. البته در مقاطع زمانی مختلف میشه در بعد عمومی شاخص هایی براش تعیین کرد که اون هم از مقایسه با وضعیت فعلی در زمینه های مختلف، ممکن است. اما همچنان که گفتم میل به “متفاوت بودن” در واقع یک پیش نیاز اساسی برای حرکت و ایجاد اعتماد نفس برای تحول خواهان است.همچنان که گفتم این مطلب هم فقط یک مقدمه بوده و با همراهی دوستان، در دامه به موضوع خواهیم پرداخت. و احتمالا به دیگر سوالات مهم شما در ادامه مطالب، با کمک همدیگر پاسخ خواهیم گفت
این شهر خاموش نیست این شهر پر هیاهو هست
هیاهوهای ساکت
هیاهو هایی که جنبه اصلی اش غیبت و فضولی و تجسس است اما مردمش بر ان درپوش
خوشحال میشویم بدانیم فلانی این اتفاق خوب برایش رخ داده
ناراحت می شویم که فلانی ….
شهر ما خاموش نیست بلکه پر است از هیاهو های یک عده توجه نمایید یک عده مردم فضول