?️ شنبه ۲۷ مرداد ماه ۱۴۰۳
◼️ مقولهٔ احترام تقریبا در تمام دنیا و فرهنگهای مختلف، یک ارزش مثبت به حساب میآید. اما احترام نیز مانند بسیاری از مفاهیم دیگر، بی قید و شرط نیست. یعنی احترام، مفهومی است که به دست آورده میشود و احترامِ یکسویه دوام زیادی ندارد.
◼️ یکی از عقایدی که در جامعه ما ریشه محکمی دارد و بسیار رایج میباشد، این است که احترام به بزرگترها باید یک اصل واجب و ضروری تلقی شود. البته بماند که در مورد این واجب و ضروری بودن جای بحث فراوانی وجود دارد. از خود سوال کنیم که تعریف واجب و ضروری بودن برای ما، بر مبنای کدام مفاهیم شکل گرفته است؟ آنچه دین و مذهب تعیین میکند؟ آنچه قانون بدان حکم میکند؟ یا آنچه اخلاقیات و ارزشهای فردیِ ما را شامل میشود؟
◼️ یکی از جلوههای احترام گذاشتن در پذیرفتنِ تفاوتهای افراد خود را نشان میدهد. افراد رفتارهای متفاوتی از خود نشان میدهند، به عقاید متفاوتی پایبند هستند و سبک زندگی متفاوتی را در پیش میگیرند. تا زمانی که این تفاوتها به دیگران آسیبی وارد نکند، میتواند قابل احترام باشد. ما احترام میگذاریم چون خودِ احترام گذاشتن برای ما ارزشمند است. اما اینکه صرفا بزرگتر بودنِ افراد و سن آنها را ملاک احترام به افراد قرار دهیم، یعنی در دام یک حس نسبتِ معیوب گرفتار شدهایم.
? این باورِ قالبی که احترام به بزرگترها یک امر ضروری است چه هنگامی میتواند مشکل ایجاد کند؟
◼️ زمانی که احترام به بزرگترها به سرپوشی برای عزتنفس پایین تبدیل میشود. سرپوشی برای ترس از قضاوت و حرف مردم. برای فرار از احساس کمارزش بودن. هنگامی که فرد نمیتواند در مقابل افراد بزرگتر از حق خودش دفاع کند، سکوتش را زیرِ چترِ احترام توجیه میکند. هنگامی که فرد، علیرغم میل باطنیاش دائما به خواستههای والدین یا دیگر بزرگترها تن میدهد، اطاعت از آنها و اصل احترام را دستاویزِ توجیهِ رفتارهایش قرار میدهد. این رفتارها درواقع سرپوشی هستند برای جلب رضایت دیگران. برای فرار از مسئولیت.
◼️ بسیاری از عقاید و ارزشهایی که به اصطلاح بزرگترها به آنها پایبند هستند، برآمده از تعصبات و تجربیات زندگیِ گذشته آنهاست که ممکن است هیچ شباهتی با طرز فکر و سبک زندگی جوانِ نسل امروز نداشته باشد. اما آیا نپذیرفتنِ این عقاید یا مثلا عمل نکردن به برخی از پند و اندرزهای آنها، به معنی بیاحترامی به آنهاست؟ مسلما خیر. چرا که نقطه مقابل احترام، بیاحترامی نیست!
◼️ در نهایت یادمان باشد قابل احترام بودنِ یک عقیده، رفتار یا به طور کلی خودِ افراد، لزوما به معنای قابل تایید بودنِ آنها نیست. من میتوانم به رفتار فرد مقابلم احترام بگذارم چون برایم قابل درک است. اما در زندگی فردی، خودم آن رفتار را انجام ندهم! گاهی نیاز داریم تعصبات و باورهای خشک و سنتیمان را بتکانیم تا گرد و غبار آنها، رشد صحیح و سالم نسل جدید را آلوده نکند.
✍? عرفان حمیده
دانشجوی روانشناسی شهید بهشتی تهران