ایوب محمودی: بنا نبود در این یادداشت کوتاه، گلایه کنیم اما، دیدیم چاره ای جز آن نیست! آنچه مشخص است این است که یک عده خاص در خور، جور تمام کسانی که باید در فعالیت های فرهنگی و اجتماعی، مشارکت داشته باشند را می کشند. کافی است که به اعضای انجمن ادبی بامداد، انجمن سبزاندیشان خور، کمیته دانش پژوهان، کافه کتاب، انجمن خیریه صابرین، موسسه ازدواج باب الریحان، نشریه خور و سایر کمیته ها و انجمن های مردم نهاد توجه کنیم. آنچه بین همه این گروه ها مشترک است، اعضای آنهاست! در شهری که طبق آمار رسمی بیش از ۷ هزار نفر جمعیت دارد، شاید تنها کمی بیش از تعداد انگشتان دست، برای رتق و فتق امور فرهنگی و اجتماعی شهرشان آستینهایشان را بالا زده اند و از جان و مال و آبرو و خانواده شان مایه گذاشته اند.
باقی مردم شاید هنوز در خودشان، ضرورتِ تلاش برای شرکت در فعالیت های اجتماعی را نیافته اند. در این واقعیت که شهر خور از نظر سطح سواد و فرهنگ عمومی، جایگاه مناسبی ندارد شکی نیست. کافیست تعداد قبولیهای کنکور امسال خور را با روستاهای محروم بستک و بیرم مقایسه کنید. وضعیت نابسامان تحصیلی دانش آموزان و فارغ التحصیلان این شهر را با وجود این همه امکاناتی که توسط نهادهای خیریه و خیرین فراهم شده با نرخ جمعیتش مقایسه کنید تا بدانید چرا معلمان، کارمندان، پزشکان و حتی ائمه جماعت مساجدمان بومی نیستند.
شما می توانید این مقایسه را با روستاهای اطراف انجام دهید. واقعیت غیر قابل کتمان این است که خور، با وجود آنکه بیش از ۱۵ سال از شهر شدنش می گذرد اما هنوز راه زیادی باقی مانده تا بتوانیم شهری بودن را نه تنها در چند خیابان و ساختمان بلند بلکه در واقعیت و در درون ذهن مردم مان نیز ببینیم. ما به اندازه آن سرمایه های کلان مالی مان، هیچ وقت در این شهر سرمایه گذاری نکرده ایم. بودجه انجمن خیریه صابرین این شهر سرجمع چیزی نزدیک به ۶۰۰ میلیون تومان است که بخش اعظم آن به اعطا وام به نیازمندان خلاصه می شود. کل موجودی موسسه ازدواج باب الریحان چیزی در حدود ۴۰ میلیون تومان می باشد. شاید برایتان عجیب باشد که بودجه انجمن خیریه شهری به اسم خور که مردم آن در منطقه لارستان به خیراندیش بودن و البته ثروتمند بودن مشهور هستند این مقدار اندک باشد. در مقایسه با حجم پروژه های مستقل خیرساز ساز خور و پروژه های بزرگی که در لار و اطراف در حال انجام است و اکثر آن نیز توسط خیرین محترم حمایت می شود، ما در این شهر، هیچ گاه پروژه ای بزرگ در آن سطح نداشته ایم.
نمونه بارز آن آمفی تئاتر خور است که نزدیک به دو دهه است خاک می خورد و فرسوده تر می شود، هر دوره مردم منتظر می مانند شورای جدید حداقل تکلیف آن را مشخص کند که نمی کنند. در برابر پروژه های بزرگی که در لار در حال راه اندازی هست مانند مجتمع های تجاری و ورزشی و تفریحی و درمانی که بسیاری از آن ها اتفاقا توسط سرمایه گذاران خوری حمایت مالی می شود ما در خور می توانیم به کدام پروژه بزرگ اشاره کنیم؟ استخر شنا؟ ساخت مسکن برای جوانان؟ سالن عروسی؟ و یا ایجاد پارک بانوان؟
ما برای آینده این شهر چه کرده ایم؟ چه برنامه بلند مدتی طراحی کرده ایم که مثلا بدانیم در سال ۱۴۰۰، سطح فرهنگ و توسعه شهری و وضعیت آموزشی این شهر ارتقا یابد؟ با کدامین برنامه و چشم انداز می خواهیم برای رفع مشکلات اجتماعی جوانان، رشد روزافزون اعتیاد و بزهکاری در بین نوجوانان و جوانان، بیکاری، نبود زمین و مسکن، افسردگی زنان، عدم توجه به تربیت فرزندان، نبود معلمان و مدیران بومی، نبود پزشک و متخصص بومی و… اقدام کنیم؟ کدام یک از اعضای شورای دوره های مختلف که آمده اند پیشنهاد عملی تدوین یک طرح جامع و یک چشم انداز توسعه ۱۰ ساله را داده اند؟
چرا باید کل وقت و زمان اعضای شورا به رتق و فتق امور شخصی مردم و دعواهای ملکی و مباحث سند و زمین و… تلف شود؟ چرا هر دوره شورای جدید باید جور مشکلات شوراهای قبلی را بکشد و شهرداری با کمبود بودجه و تراز مالی نامناسب دست و پنجه نرم کند؟ چطور است که برای ساخت یک مسجد جامع، که آبروی یک شهر است، چندین و چند سال می گذرد وهنوز به نتیجه نهایی نرسیده است؟
راستی تصمیم گیری نهایی این مشکلات بر عهده چه کسی است؟ نقش روحانیون و معتمدین شهر در این ناهماهنگی و بی برنامگی چیست؟ آیا یک اتاق هم اندیشی کارشناسانه در این شهر وجود ندارد که همه را گرد هم آورد و برای رفع مشکلات مختلف این شهر برنامه ریزی کرده و راه حل پیشنهاد دهد؟ چرا یک عده فقط و فقط به انتقاد و انتقاد و انتقاد بسنده می کنند و وقتی پای کار و عمل به میان میآید به گوشۀ گروه های مجازی شان می خزند و صدایشان در نمی آید؟
_______
این یادداشت در شماره هشتم نشریه خورشید لارستان منتشر شده است.
☀️صفحه اینستاگرام نشریه خورشید لارستان
https://www.instagram.com/khourshidlarestan
☀️آدرس کانال نشریه
https://t.me/joinchat/AAAAAE0yJ3tqeNqHh7TfiQ