ایوب محمودی: امروزه بی شک مهم ترین مساله ای که زندگی ما را دچار تغییر و تحول کرده است، سهولت دسترسی به اینترنت است. همه روزه با دنیایی از اطلاعات، آدم ها، و هزار جور مساله تازه روبرو هستیم. از دنیای عجیب آدم بزرگ ها که باید خودشان الگوی زندگی فرزندان شان باشند ولی زندگی روزانه شان به گوشی و اینترنت و گشت و گذار در فضای مجازی می گذرد؛ که بگذریم با قشری پرجنب و جوش و پر انرژی روبرو هستیم به نام نوجوانان و جوانانی که خستگی نمی شناسند. ما بزرگ تر ها همیشه در برابر طیف وسیع خواسته های آن ها کم می آوریم و در نهایت نیز آن ها را به حال خودشان رها می کنیم. مساله اصلی اما از همینجا شروع می شود. جایی که تربیت و آموزش فرزندمان را به مدرسه محول می کنیم و خودمان در زمان حضور بچه هایمان در منزل، کوچک ترین کنترلی بر رفتارها و خواسته هایشان نداریم. حضور بی وقفه در گیم نت ها، رفت و آمد با افراد ناسالم، دورهم نشینی های یواشکی، موتورسواری های خطرناک و دردسرساز، گشت و گذار بی وقفه در شبکه های اجتماعی و ارتباط با افراد مختلف، افت تحصیلی شدید و مسائل مختلف دیگری که طرح آن ها در این مقاله زیبنده نیست. به راستی مسئولیت تصحیح این رفتارهای نادرست بر عهده چه کسی است؟ اولین سوالی که در ذهن همه ما خطور می کند این است که پدر و مادری که این امکانات و وسائل رفاهی را در اختیار فرزندان شان قرار داده اند و خود در گوشه ای از منزل نشسته اند، مسئولیت تربیت و راهنمایی بچه هایشان را به چه کسانی سپرده اند؟ آیا نوجوانان ما، در این شرایط سنی بحرانی و حساس باید خودشان تربیت شوند؟ جامعه آن ها را تربیت کند؟ دیگران باید آن ها را راهنمایی و ارشاد کنند؟ چرا باید فقط مدارس ما بار این کم کاری، بی توجهی و بی مسئولیتی والدین نسبت به تربیت فرزندان شان را بر دوش بکشند؟! همه ما با مسائل و مشکلات ریز و درشت مدارس آشنا هستیم. از کمبود بودجه و خدمات و امکانات گرفته تا کمبود معلم و… بیاییم به این مشکلات، مسائل مربوط به بی انضباطی های مکرر دانش آموزان، توهین و بدرفتاری، اخراج های مکرر از مدرسه و کلاس درس، ضرر و زیان به اموال مدرسه و… نیز اضافه کنیم. مدارس به تنهایی چگونه می توانند در برابر این نوع رفتارهای ناهنجار، عکس العمل مناسبی از خود نشان دهند؟ سهم ما والدین در ایجاد این مشکلات اخلاقی و رفتاری فرزندان مان چقدر است؟ چرا ما خانواده را که کانون اصلی تربیت و ادب آموزی است رها کرده ایم و فرزندان مان را در برابر این همه تهدید و چالش های رفتاری و اخلاقی تنها گذاشته ایم؟ باید این باورپذیری در ما شکل بگیرد که مدرسه خانه دوم فرزندان ماست و ما باید تربیت فرزندان خود را در خانه های خودمان و در جمع گرم خانواده مان شروع کنیم. و اما ما والدین…ما اگر خودمان اسیر و مقهور دنیای مجازی شده ایم، نمی توانیم فرزندان خودمان را از گرفتاری در این گرداب بر حذر داریم. ما اگر خودمان نتوانیم زندگی سالم، هدفمند و مبتنی بر اخلاق داشته باشیم، نخواهیم توانست فرزندانی سالم و با اخلاق تربیت کنیم. پس بیاییم از خودمان شروع کنیم. نگاهی به زندگی خودمان و فرزندان مان بیاندازیم. و به این پرسش مهم پاسخ دهیم که ما در برابر مسئولیت خطیر تربیت فرزندان مان واقعا چه کرده ایم؟!
این مقاله پیشتر در شماره ششم خورشید لارستان منتشر شده است.