مجید احمدی گله داری: در دوره ی طلایی رسالت نبوی به برکت وجود نازنین رسول اکرم که خود مبین آیات قرآن و به تعبیری قرآن زنده در میان اصحاب بود امکان بروز برداشت ناصواب از متون دینی وجود نداشت و چنانچه احیانا رخ می نمود با ارجاع به ایشان به راحتی قابل حل و فصل و بود. اما پس از رحلت ایشان بلافاصله به سبب عدم وجود شخصیتی که اقوال، افعال و تاییداتش فصل الخطاب و حجت باشد زمینه ی استنباط و برداشت متفاوت از متون دینی اعم از قرآن و سنت فراهم گردید، به عنوان نمونه، نخست بر سر انتخاب خلیفه، اختلاف نظرهایی به میان آمد که دامنه ی آن تا به امروز گسترده است؛ پس از آن گروهی که بعدها به مانعین زکات شهرت یافتند بنا بر نظر و استنباط خود از پرداخت زکات شان به خلیفه رسول الله سر باز زدند که به جنگ میان دو طرف و تسلیم مانعین انجامید و …
از شهادت خلیفه دوم که بگذریم خلیفه سوم و چهارم پس از منازعات و اختلافات بی شمار به دست مسلمانانی که آن دو را مستحق قتل می دانستند به شهادت رسیدند که روشن است اقدامات آنان بی تاثیر از اختلاف نظر و استنباط آنان از متون دینی نبود. هر چه از صدر اسلام فاصله می گیریم این اختلاف نظرها شدت و حدت بیشتری می یابد و خون هایی زیادی از مسلمانان به دست همدیگر ریخته شده است و خواهد ریخت چنانکه امروزه خود شاهد آنیم.
نکته جالب توجه اینکه هر مذهب و جماعتی خود را بر حق دانسته و دیگری را اگر باطل نبیند دست کم در اشتباه می بیند و چون به قدرتی دست می یابد در تحت سلطه قرار دادن و کم رنگ نمودن فکر مخالف از هیچ کوششی دریغ نکرده است. نتیجه اینکه تاویل پذیری متون دینی سرمنشا و علت جاری بروز مذاهب و جماعت های مختلف اسلامی شده است و همچون آفتی است که باغ دین را به زردی کشانده است. این مساله، در روابط اجتماعی مسلمانان با غیر مسلمانان و نیز در میان خود مسلمانان اختلالاتی به میان آورده است. در حالی که انتظار می رود “دین” عامل وحدت میان مسلمانان و زندگی مسالمت آمیز با دیگر انسان ها باشد.
نکته: این نوشته را همکار عزیزمان مجید احمدی، مترجم، محقق و مدیر انتشارات ایلاف ارسال کرده اند. ان شا الله مطالب دیگری در همین راستا از ایشان در این سایت منتشر خواهیم کرد.