🗓️ جمعه ۱۶ آذر ۱۴۰۳
▪️خورشید لارستان: “مردی که زنش را با کلاه اشتباه گرفت” عنوان کتابی از دکتر اولیور ساکس، نویسنده و پزشک انگلیسی است. این کتاب، مجموعهای از داستانهای کوتاه درباره بیماریهای عصبی و رفتاری انسانهاست. در داستان اصلی کتاب، دکتر ساکس به تشریح موردی از بیماری آنومی میپردازد. این بیماری آنگاه رخ میدهد که بخشی از مغز که مربوط به فهمیدن واقعیت و ارزیابی شرایط است، آسیب ببیند. در این داستان، مردی با این بیماری مبتلاست و به جای اینکه همسرش را ببیند، یک کلاه را به عنوان سر همسرش تصور میکند!
▪️دکتر ساکس در داستانهای دیگر این کتاب نیز به شرح بیماریهایی مانند آلزایمر، پارکینسون، تروما مغزی، وسواس و… پرداخته است. او با به کارگیری شیوه داستانگویی به طرز قابل فهم و سادهای به بیان مفاهیم پیچیده علمی مرتبط با بیماریهای عصبی پرداخته است و به خواننده اجازه میدهد تا با بیماریهای عصبی و رفتاری و روشهای درمانی هرکدام آشنا شود. او از تجربیات خود در برخورد با بیماریهای عصبی و رفتاری درمانگاههای مختلف برای نوشتن این کتاب الهام گرفته است و با استفاده از داستانهایی که بر اساس تجربیات واقعی بیمارانش نوشته است، خواننده را با جزئیات برخی بیماریهای عصبی و رفتاری انسانها آشنا میکند.
▪️کتاب “مردی که زنش را با کلاه اشتباه گرفت” بهعنوان یکی از بهترین کتابهای پزشکی و علوم رفتاری شناخته میشود.
✒️در بخشی از این کتاب میخوانیم: خوب بودن در حد خطرناک، خیلی وقتها، علامت یا مُنادی وقوع یک حمله است. اینکه انسان بعضی چیزها را نمیبیند، به این خاطر که درست جلو چشمانش است! نیچه مینویسد: انسان با دهانش میتواند دروغ بگوید، اما راست را با ادا و قیافهاش به هر حال برملا خواهد کرد.