مجید احمدی گله داری: تکرار در طبیعت، امری محسوس و مأنوس است، به خلاف تکرار در برخی از چیزها که بیهوده و رنجآور است. آمد و شد شبها و روزها، نمایانترین تکرار مأنوس طبیعت است؛ و این گونه است تکرار و آمد و شد فصلهای چهارگانهی سال که به حیات آدمیان تنوّع و تکثّر میبخشند و او را از یکنواختی ملالآور رها ساخته و هوای تازهای به جان و جسم او میدمند. طبع و احساس آدمی، تکرار و عودت مظاهر طبیعت را دوست میدارد. اصولاً آدمی با طبیعت سرزنده و شاد میشود و مکرّرات شادیبخش طبیعت را به جشن گرامی میدارد. نوروز زیباترین، روحافزاترین و جانبخشترین عید و تکرار طبیعت است که از دیرباز گرامیترین مهمان انسانهایی بوده است که زیستگاهی چهار فصل داشتهاند. آنانی که تفاوت بهار را با سه فصل تابستان، پاییز و زمستان به جان و جسم خویش احساس میکنند و گاهشمار خود را به تناسب این تفاوت تنظیم کردهاند. به راستی قومی که تکرار فصل ربیعش مقارن با ربیع طبیعت نیست، از نوروز و عید هر سال آن چه احساسی تواند داشت!
نوروز جشنی نیست که بخواهیم برای جایز بودن و نبودنش به دنبال استدلال شرعی بگردیم و حکمش را از فقیه بجوییم. احساس بهاری، آدمی را به جشن گرفتن عید نوروز فتوا میدهد و استدلال عقلانیاش بر آن صحّه مینهد.
▪نوروز صرفنظر از خاستگاه و منشأ پیدایش آن که در هالهای از ابهام است، عید باستانی اقوام متعددی از جمله ایرانیان است؛ حاصل احساس و شعور آدمی به طبیعت و برآمده از ذات اوست، نه اینکه عوارضی چون دین و سیاست آن را تجویز و تحمیل کنند. نوروز، متاعی ست که فروشندهاش طبیعت است، و خریدارش احساس و شعور آدمی. نوروز جشنی نیست که بخواهیم برای جایز بودن و نبودنش به دنبال استدلال شرعی بگردیم و حکمش را از فقیه بجوییم. احساس بهاری، آدمی را به جشن گرفتن عید نوروز فتوا میدهد و استدلال عقلانیاش بر آن صحّه مینهد. در این میان، اگر فقیه خشکمغزی بگویدت که جشن مگیر؛ پیالهای سمنو به او بده و بگو که کام را شیرین کن! که خشکمغزی، نشانه کامتلخی ست. آری نوروز، عودت زیبایی ست و سزد که خلعت عید را بر اندامش بپوشانیم.
مگر عید، نام انحصاری اعیاد اسلامی ست که برخی از شنیدن عید نوروز برآشفته میشوند و برخی از گفتن آن پروا میدارند! و مگر قرار است که عید نوروز عید عموم اقوام باشد؟ هر قومی از جهاتی عید مخصوص به خود دارند. این عید مخصوص، میتواند عید اسلامی مانند عید فطر و قربان باشد که عید مخصوص قوم مسلمان است، یا عید طبیعی و قومی باشد مانند عید نوروز که عید ویژه اقوامی ست که از زیستگاه چهار فصل برخوردارند و از دیرباز آن را جشن میگیرند.
▪هر سال با فرا رسیدن عید قومی نوروز، میبینیم و میشنویم که جفاکارانه این عید مورد تهاجم، سرکوب، نکوهش و حتی تحریم دستهای قرار میگیرد که به نظر بنده از استدلال شرعی و عقلانی پسندیده برخوردار نیستند. کل استدلال شرعی و نقلی آنها در تحریم برگزاری عید نوروز و تبریک گفتن آن را، میتوان در سه چیز با جواب آن اینگونه خلاصه نمود:
۱- پیامبر، اصحاب، تابعین و سلف صالح این کار را نکردهاند. الجواب: مگر آنان همه کارهای خوب را کردهاند؟!
۲- عیدی اسلامی نیست. الجواب: ضد و نقیض اسلام هم نیست!
۳- عید قوم مجوس است و برگزاری آن نوعی تشبّه به آنان است. الجواب: چه اشکال دارد که در فعل نیک، به قوم مجوس هم تشبّه گردد!
▪قویترین استدلال شرعی آنان به حدیثی است که در صحیح بخاری و مسلم از امالمومنین عایشه روایت شده است که گفته: «در روز عیدی، ابوبکر صدیق، به خانهام آمد و دو دختر از قوم انصار نزد من بودند و با اشعار جنگ بعاث آواز میخواندند، که البته این دو خواننده (حرفهای) نبودند. در این هنگام ابوبکر این کارشان را نفی کرد و گفت: مزمار و ساز شیطان در خانه رسول الله! آنگاه ایشان رو به ابوبکر فرمودند: « یَا أَبَا بَکْرٍ إِنَّ لِکُلِّ قَوْمٍ عِیدٌ وَهَذَا عِیدُنَا / ای ابوبکر، آزادشان بگذار، هر قومی عیدی دارند و این عید ماست.»
دین نیامده تا همه چیز را خود در میان نهد و دستاورد فرهنگی و قومی ملل را برچیند. محمد امین با حکم رحمهً للعالَمِین و متمّم مکارم اخلاق آمده است تا پیامآور مهرورزی و شادیبخشی باشد.
▪روشن است که در این حدیث، نفی مطلقِ عیدِ هیچ قومی وجود ندارد، بلکه ضمن تأیید شادی و آوازخوانی در عید مخصوص قوم مسلمان، به وجود اعیاد دیگر اقوام هم خبر داده است. دین نیامده تا همه چیز را خود در میان نهد و دستاورد فرهنگی و قومی ملل را برچیند. محمد امین با حکم رحمهً للعالَمِین و متمّم مکارم اخلاق آمده است تا پیامآور مهرورزی و شادیبخشی باشد. او آمده تا هر چه موجب تکدّر خاطر آدمیان گردد برچیند و سعادت دنیا و آخرت او را پاس بدارد. بر این پایه هیچ شادی و جشنی به ذات خویش با مقاصد حیاتبخش او در تضاد و تناقض نیست. اصل در این گونه موارد بر اباحت و روایی ست، و هر حکمی جز اباحت، بنا بر اسباب عارضی ست که بر اصل دامن اباحت مینشیند، و میباید که دامن را از گرد و غبار و آلودگیهای عارضی پاکیزه داشت. به عبارت ساده: دین میگوید: کارهای خوب را انجام دهید و کارهای بد را انجام ندهید؛ نه اینکه تمام کارهای خوب و بد را برای ما لیست کرده باشد و یا گذشتگان نیکوکار ما همه کارهای خوب را انجام داده باشند که اینک ما برای تشخیص کار خوب و بد لازم باشد به کارنامهی آنان مراجعه کنیم. آنان فقط در حد وسع خود توانستهاند از کارهای بدِ زمان خود اجتناب کنند و برخی از کارهای خوب زمان خود را انجام دهند؛ دقت بفرمایید، برخی از کارهای خوب زمان خود، نه همه، تا چه رسد به اینکه همه کارهای خوب زمان ما را هم گزارده باشند. تأسّی و تبعیّت از سلف صالح به این معنا نیست که هر چه آنان انجام ندادهاند ما هم انجام ندهیم. خیلی از کارهای خوب بوده و هست و خواهد بود که آنان انجام ندادهاند. نیکان روزگار از آن رو الگویند که در تحقّق مکارم اخلاق با آنان همجهت باشیم نه لزوماً همروش. چرا که روش از رحم زمان زاده میشود و به زبان آن تعریف میشود. تشبّه به هر فرد و قومی تنها در فعل نکوهیدهاش محذور است، نه مطلق اعمالش!
تأسّی و تبعیّت از سلف صالح به این معنا نیست که هر چه آنان انجام ندادهاند ما هم انجام ندهیم. خیلی از کارهای خوب بوده و هست و خواهد بود که آنان انجام ندادهاند.
▪آنچه در برگزاری جشنها، چه اسلامی و قومی، نکوهیده است اعمالی ست که به خلاف مقاصد دین و مکارم اخلاق انجام میشود. اینکه چه بسا برخی در برگزاری جشن نوروز ملتزم به ارزشهای اخلاقی نباشند دلیلی نمیشود که اصل آن را نفی و انکار کنیم. منکران نوروز بدانند که نوروز، جشن عیاشی و معصیت نیست؛ جشن حیات دوباره طبیعت است؛ روز جنبش و شادی زمین است؛ روز شکفتن و شکوفایی درختان و گیاهان است؛ روز هنرنمایی باد و باران است؛ روز بوییدن گلها از دامن پرنقش و نگار طبیعت است؛ نوروز ما را به طبیعت خودمان باز میگرداند؛ آغاز و فرجام ما را به تصویر میکشد؛ نوروز آلبوم تصاویر گذشتگان است، آنانی که زاده شدند و مردند، و مردند و زنده شدند.
باری، در همه این آیات، عبرتی ست برای خردمندان! نوروز ۱۳۹۷
▪مجید احمدی، نویسنده، مترجم و مدیر انتشارات ایلاف
به کانال نشریه خورشید لارستان بپیوندید
https://t.me/khourshidlarestan
سلام ممنون از بابت توضیحاتی که در مورد نوروز بیان داشتید ولی چند نکته لازم است گفته شود.
۱- این نوشته نظر شخصی شماست نسبت به نوروز و کاملا قابل احترام هست و اینکه نظر خود را بیان داشتید.
۲- در رابطه با این موضوع که در مورد جایز بودن یا نبودن نوروز لازم نیست از فقیه حکمش رو بگیریم کاش نظر فقها رو هم بیان میداشتید تا بهتر فهم موضوع درک می کردیم. قطعا کسانی که با این موضوع مخالف اند نظرات دارند که بجا بود در این مقاله گنجانده میشد تا از دو طرف قضیه بررسی میشد.
۳- در مورد اصحاب رسول خدا فقط همین که چه کارهای خوبی نکرده اند رو بیان کنید چون من فقط کارهای خوبشون رو خوندم .
سلام بر برادر و هم وطن عزیز، آقا سعید.
سپاسگزار از شما که متن را با حوصله و سعه صدر خواندید.
عرض شود که سعی می کنم با توجه به نقد و نظرات بر این نوشته، در مقاله بعدی پاسخگو باشم.
عجالتا این که مفهوم این نوشته تنها نظر شخصی حقیر نیست.این نظر هم طرفداران خودش را دارد.
نوروز یعنی نو شدن روز و آمدن بهار. بهار که بیاید همه شادمان می شویم و به طبیعت می رویم. مگر باید برای شادمانی هایمان هم از فقها و علمای دین رخصت جست برادر؟
احسنت بر جناب احمدی. مقاله روشن و زیبایی بود
متاسفانه یک عده خام اندیش متعصب فکر میکنن اسلام اومده همه ما را عربیزه کنه و سنت های فرهنگی و آداب رسوم ملت ها رو از بین ببره به بهانه جاهلی بودن و مجوس بودن و…با تشکر از شما بابت درج این مقاله زیبا
سوال:
*آیا بکار بردن لفظ عید براب نوروز جایز میباشد:*
پاسخ:
برخی گذاشتن نام عید بر ،عید الام (روز مادر ) یا مثلا عید نوروز
را خلاف شریعت اسلام می پندارند ،
و می گویند :ما در اسلام ، تنها دو عید داریم عید فطر و عید قربان .
و البته عید جمعه ، که به آن : « عید مساکین » می گوئیم .
*در حقیقت ، واژه ی عید ،دو مفهوم شرعی لغوی متفاوت دارد*
در مفهوم شرعی ، عید ، همانطور که می دانیم ، تنها همان دو ، یا سه عید اسلامی می باشد .
اما در مفهوم لغوی
*عید به معنی بازگشت یا اعاده می باشد .*
یعنی چیزی که باز می گردد ،
و تکرار می شود .
بر این اساس : *استعمال واڑه ی عیدبرای عید نوروزمطابق مفهوم لغوی ان ، هیچ اشکالی ندارد*
سختگیرترین مخالفان با ،مناسبت هایی مانند : روز مادر و روز نوروز ،
کسانی هستند که می گویند :
*انجام هر کار نیکی*
*به مناسبت این روز ، حرام می باشد !!!*
بدیهی است که :
*« حرام نمودن چیزی که نص صحیح و صریح در مورد ان وارد نشده و همچنین حلال نمودن محرمات ، از گناهان کبیره ، و در حقیقت ، دروغ و افترا بستن بر خدای تعالی می باشد !»*
خدای تعالی در قران کریم می فرماید :
*« وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هَٰذَا حَلَالٌ وَهَٰذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ ۚ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ لَا یُفْلِحُونَ »*
*« (خداوند حلال و حرام را برایتان مشخّص کرده است) و به خاطر چیزی که تنها (از مغز شما تراوش کرده و) بر زبانتان میرود ، به دروغ مگوئید : این حلال است و آن حرام ، و در نتیجه بر خدا دروغ بندید . کسانی که بر خدا دروغ میبندند، رستگار نمیگردند .»*
سوره نحل آیه ۱۱۶
*« امام احمد حنبل رحمه الله علیه*
*که حافظ یک میلیون حدیث ، و فقیه بودند ،*
*هر گاه در مورد امری ،*
*که نصی در مورد حرام بودن ان نمی یافتند در بدترین شرایط تنها به لفظ* : *« اکره »*
*( از ان کراهت دارم )*
*اکتفا می نمودند .*
*و از بکار بردن لفظ حرام ،* *اجتناب می فرمودند .*