۱- خوشبختانه در چند سال گذشته، بانوان خوری توانستهاند گامهای مهمی در راستای مشارکت در امور اجتماعی شهر بردارند. امروز بانوان در عرصههای مختلفی از جمله امور خیریه و فرهنگی و آموزشی حضور دارند. اما وقتی کار به مدیریت شهری میرسد، ضعف بانوان در این نقشآفرینی، رخ مینماید. البته این مساله مختص شهر ما، خور نیست بلکه به نوعی یک مسئله ملی است. موانع فرهنگی و ساختاری متعددی بر سر راه افزایش سهم بانوان در مدیریت شهری وجود دارد. اگر این اعتقاد وجود داشته باشد که باید بانوان به تناسب جمعیت و تواناییهای خود در مدیریت امور شهر، نقش پررنگتری داشته باشند، باید از بزنگاههایی شبیه انتخابات شورا به عنوان نقاط عطف بهره برد. حضور بانوان به عنوان کاندیدا میتواند مباحث مربوط به حقوق بانوان را به شکل قابل توجهی برجسته کند و از طرفی به بانوان اعتماد نفس حضور قدرتمند در عرصههای مختلف مدیریت شهری را هدیه کند. از این منظر، میتوان کمبود عمده انتخابات شورا در خور را نبود حتی یک کاندیدا از بانوان قلمداد کرد. امید است این کمبود مهم در دورههای بعد با حضور موثر بانوان و ایجاد گفتمان جدید مبتنی بر رعایت حقوق بانوان جامعه، جبران شود.
۲- ویژگی مهم انتخابات این دوره به مانند دیگر نقاط کشور، نقش مهم فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در شکلدهی به مباحث انتخاباتی بود. کاندیداها بعضا به خوبی از این ابزار برای بیان دیدگاهها و پیش بردن کارزار انتخاباتی خود استفاده کردند. شورای جدید میتواند از قابلیتهای شبکههای اجتماعی، به عنوان واقعیت گریزناپذیر زندگی امروزی، در راستای برقراری ارتباط مداوم با شهروندان در طول دوره چهار ساله خدمت خود استفاده کند. هر چند که قابلیتهای فضای مجازی را میتوان فراتر از اینها دانست. میتوان با برنامهریزی مناسب، فضای مجازی را به محلی برای تمرین اصول شهروندی مانند مطالبهگری، انتقاد سازنده و نیز آگاهی از وظایف و حقوق شهروندی تبدیل کرد.
البته چندین سال است که در شبکههای اجتماعی گروههایی شکل گرفته است که به طور کلی یا موردی مشکلات خور در آن مطرح میشوند. تجربه این چند سال و البته حواشی انتخابات اخیر، نشان میدهد که در صورت نبود مدیریت مناسب، فضای مجازی میتواند باعث ایجاد تنش، دلسردی و گسترش جو بیاعتمادی در جامعه شود. خوشبختانه گویا شکل دیگری از تعامل و گفتگو در فضای مجازی اخیرا در شهر ما در حال شکلگیری است که کاندیداهای محترم این دوره از انتخابات، نقش محوری در این جریان جدید دارند و این امید وجود دارد که با تدریج مسولیتپذیری در قبال عملکرد مجازی خود در شهر ما نهادینه شود.
۳- در این دوره، گمانهزنیها و بحثهای حاشیهای در مورد نحوه جمعآوری آرا برای یک یا دو کاندیدا به شکل گسترده مطرح شد که بخش عمده این پخش خبر و حاشیه را شبکههای اجتماعی به عهده داشتند. جدا از این که این مباحث تا چه حد به واقعیت نزدیک بود، واکنشهای عمومی نسبت به این سبک مورد ادعا برای رأی جمع کردن جالب بود. یک نوع واکنش منفی و تنبیه غیررسمی در قبال این مساله دیده شد. به شکلی که میتوان گفت بخشی از آرای کاندیداهای در مظان اتهام، به دلیل نشر چنین اخباری ریزش پیدا کرد. این که تا چه حد این ریزش آرا بر مبنای تقبیح ذات این نوع رفتار مورد ادعا بود یا در اثر جو احساسی و مقطعی، جای بحث دارد که در این جا قصد پرداختن به آن را نداریم. اما مهم این است که در دورههای بعدی میتوان امید داشت، اگر چنین رویهای وجود داشته است، به دلیل ترس از این تنبیه غیررسمی، به ندرت شاهد تکرار آن باشیم. البته توجه شود که در اینجا درستی یا نادرستی ادعاهای مطرح شده موضوع بحث نیست، بلکه هدف بررسی واکنش عمومی نسبت به این مسئله است.
۴- شاید بتوان گفت به تدریج رفتار انتخاباتی شهروندان رنگ و بوی عقلانی و مسئولانه میگیرد. با نگاهی به ترکیب نفرات برتر و نیز مباحث انتخاباتی در فضای مجازی، میتوان نتیجه گرفت که آن نگاه خویشاوندی در هنگام انتخابات که همیشه گریبانگیر جامعه ما بوده است، اندکاندک رنگ میبازد و حداقل این که تنها عامل تعیینکننده برای انتخاب کاندیداها نیست. اگرچه باید پذیرفت که این تغییر فرهنگ، امری است زمانبر. اما طرح مباحثی مانند « نه به تک رای» نشان از توجه روزافزون بخش عمدهای از شهروندان به ماهیت و اهمیت شورای شهر دارد. البته جا داشت کاندیداهای همفکر نیز با شکلگیری ائتلافهای گوناگون به شهروندانی که میخواهند به برنامههای گروهی و نه نام افراد رای میدهند، در زمینه انتخاب بهینه یاری رسانند.
۵- آیا شورای شهر خور در دوره پیش رو، یک شورای متخصص خواهد بود؟ این سوالی است که به نظر نگارنده ارزش بررسی عمیق را دارد. در ترکیب شورای منتخب هم تخصص عمران دیده میشود و هم حقوق و هم تجربیات ارزنده در زمینه مرتبط با بهداشت، ورزش و امور خیریه و عامالمنفعه. شکی نیست که به عنوان مثال داشتن تخصص حقوقی در امور داخلی و منطقهای به کار شورا خواهد آمد. همین مسأله برای تخصص عمران و بهداشت و ورزش صادق است. اما این که فکر کنیم همه تخصصهایی که یک شورای قوی بدان نیاز دارد از جنس عمران و معماری و حقوق است، نشان از سادهانگاری و درک ناکافی از وظایف و اختیارات شورای شهر است. وقتی بحث از بهبود امور شهر مطرح میشود، مباحث عمرانی اگر چه در نگاه ظاهری اهمیت دارند، اما در واقع اهمیت آن در مقایسه با ابعاد جامعهشناختی و فرهنگی مسأله، رنگ میبازد. برای داشتن شهری متعادل و دارای توسعهای متوازن، به درک مفاهیم مدرنی چون مدیریت شهری و جامعهشناسی و امثال آن نیاز است. بخشی از این تخصص را میتوان همیشه از راه مطالعه کسب کرد. اما به هر حال ماهیت تخصصی علوم مختلف، اقتضا میکند که شورای شهر این نیاز را حس کند که در زمینههای مختلف از متخصصان کسب نظر کند. در این مورد در آینده بیشتر خواهیم گفت ولی فعلا در حد این نوشته، به نظر نگارنده شورا این قابلیت را دارد که رفع یا تعدیل آفتهای اجتماعی شهر مانند اعتیاد، افسردگی و خودکشی و موارد مشابه را به اشکال مختلف از جمله پروژههای تحقیقاتی با همکاری نهادهای علمی و فرهنگی و تخصصی را در برنامه کاری خود قرار دهد.
۶- منافع شهروندان یا رضایت عامه آنها؟
یکی از مباحثی که میتواند برای هر شورایی چالش برانگیز باشد این است که در مقاطعی ممکن است تامین منافع شهروندان با کسب رضایت آنها در تضاد قرار گیرد. در چنین مواردی، باید توجه داشت که اصولا شورا در درجه اول مسئول تعقیب منافع عمومی است. همیشه خطر عوامزدگی وجود دارد. شورا باید شجاعت لازم برای مقابله با عوامفریبیها و جوسازیها را داشته باشد. طبیعی است که در مواردی اقدام در جهت آن چه که شورا به منفعت شهر و شهروندان میداند با مخالفتهای عمومی مطرح شود. در این شرایط یک شورای مسئول و مقتدر هم باید از ابزارهای متعدد برای توجیه افکار عمومی استفاده کند و هم این که در نهایت کاری که درست میپندارد را انجام دهد.
قطعا افرادی هستند که با این سخن نگارنده موافق نیستند. ولی اگر به این نکته توجه شود، انتخاب شورا به ذات خود به معنی تفویض اختیار تصمیمگیری در حوزه ای از مسائل به متخصصین است، این جمله که شورا مسئول تامین منافع عامه است و نه تضمین رضایت آنها، چندان غیر قابل هضم نخواهد بود.
این مقاله پیش تر در شماره دوم نشریه خورشید لارستان منتشر شده است.