شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۲:۳۲
 |  19/ فوریه/ 2016 - 11:13
  |   نظرات: ۱۰ نظر
بازدید

به یاد خاطراتی که “محمد رحمت آخوند” برایمان به یادگار گذاشت!

 

سلمان جان پرور: آخرای شب خبر دادنم خالی ممد؛ محمد رحمت آخوند به رحمت خدا رفت. یه بهت و غمی رو دلم نشست. خدا بیامرزدش؛ “کاکای ِ بی‌بی شهری” ‌خدا بیامرزمون بود. چقد ما از شوخیاش خندیدیم. از اونایی که می گفت: آخوندم و آخوندم اما درس دینی نخوندم! بابات کو؟ ‌تو باغچه‌! چه می کاره؟ تربچه!

یه لطافت طبعی و الفتی همیشه داشت که کمتر توی خصلت خوری مذهبی های مسجد پیرمردها می شد دید. باهاش هم کلام شدن یه فضیلت داشت. اوقات و مصاحبت رو پر از صمیمیت و صفا می کرد. دوست داشتنی و اهل دل بود. کمتر بودن هم سن و سالاش که سواد و کتاب سر شون می شد؛ اما “محمد رحمت ِ آخوند”، سوادِ خوندن داشت. همین دیشب بعد نماز خفتن میاد خونه، کتاب به دست چشم از این دنیا می بنده. توفیق و سعادتی می خواد که نماز کامل خونده باشی و کتاب به دست، ‌چشم از این دنیا ببندی.
اینقدر دنیا دیده بود که دوران قحطی و سیل خور رو به خوبی به خاطر داشت. یه بار توی مسجد از خاطره ای که چشمش رو نمناک کرد برامون گفت: درِ خونه خیلیا رو باز کردیم. مادر و بچه های یتیم رو دیدم که از گرسنگی ‌و قحطی تلف شده بودن… همین صحنه های تلخ رو دیده بود که با “قاسم عبدل اکرمی” خدابیامرز همیشه از خور واسه مستمندان و فقرای هرمزگان خرما و مایحتاج جمع می کردن می فرستادن تا مرهمی و تسلایی باشه برای خاطراتش.
اون قبلنا که بچه‌ تر از الان بودم خونه بی‌بی که می رفتیم و می خوابیدم دم‌دمای اذون منتظر بود می گفت: صدای بُنگ کاکامو‌ نیومد، صدای اذونش که از بنگره پخش می شد می افتاد رو‌ سجاده .. ماه رمضون تا اذون نمی گفت روزه رو باز نمی کرد. وقتی “بی‌بی شَهری” چشم از این دنیا بست، اومد گفت قبرشو پیش جدش “آخوند حاج جواد” و‌ “حاج‌ عبدالرسول” و اون حوالیا حفر کنین. ما گفتیم “بی‌بی” رو لرد خاک پسر ناکامش و “بَبه خالی ممد غلوم” خاک می کنیم که هر پنجشنبه سفارش فاتحه و الحمد‌ خوندن و رفتن به محشره رو داشت و دل نمی کند. اینا رو ‌که گفتیمش، تعصب به خرج نداد. هیچی نگفت و قبول کرد.
یه وقتایی که دستش نمی لرزید آمپول می زد…‌ اون وقتا که مثل الان تاکسی و ماشین دم به تلفن در خونه ها نبود ببردمون کلینیک و قتلگاه! می رفتیم سوزن و آمپول مونو پیش “خالی ممد” می زدیم. با چارتا حرف با نمک، هول و ترس سوزن از یادمون می برد!
همین چند روز پیش داشتم به بر و‌ بچ ‌از پیرمردای قدیم مسجد کهنه(شافعیان) می گفتم.  خوری مذهبی های اصیل خور…”غُلمعلی” و “ممد رحمت” و “مصالح ماددین” و‌… خیلی های دیگه. از ترس اینا تو مسجد جیک‌مون در نمی اومد!
حالا… اما دیگه “ممد رحمت آخوند” بعد از یه عمر پر برکت به خیل اونا پیوست. یادش بخیر… 


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

10 Responses to “به یاد خاطراتی که “محمد رحمت آخوند” برایمان به یادگار گذاشت!”

  1. خوري گفت:

    خدا بیامرزدش…

  2. انور اسماعیلی گفت:

    کاش آقا سلمان با این ذوق در نکارش هاش که گاها در فضای مجازی میخونیم که یکی به نعل میزنه یکی به میخ بیشتر و بیشتر بنویسن به ابن امید که گره و مشکلی از مشکلات جامعه مون از نقدها و پیشنهادات جوانان دلسوز و صاحب فکر و نظر باز شود
    ممنون از مهندس جان پرور. خدا رحمت کنه جمیع امواتمون رو.

  3. همشهرى گفت:

    بسیار زیبا بود جناب جان پرور عزیز. مرسى واقعا

  4. ناشناس گفت:

    خدا رحمتش کند. خیلی دل شادی داشت.

  5. salim akrami گفت:

    خدا بیامرزدش…

  6. بي نام گفت:

    اینجا دفتر خاطرات بعضیهاست یا سایت رسمی شهر خور؟!!!

  7. اردلان گفت:

    بسیار زیبا

  8. Younes گفت:

    خدا رحمتش کنه
    یادش گرامی و راهش مستدام باد.

  9. هديه از اوز گفت:

    متن زیبا

  10. ناشناس گفت:

    الله یرحمه ان شاءالله
    بسیار زیبا و خوندنی

آخرین نظرات شما
  • سلام. اوقات شرعی خور روزانه در کانال واتساپ و اینستاگرام خورشید قرار داده میشه....
    admin در: ارسال مطلب
  • نباید همه را به یک چشم نگاه کنیم افراد شریفی هم هستند که چندین سال در کنار ما بزرگ شدن و زندگی کردند وما از ایشان هیچ گونه کار خلافی ندیدیم...
    در: ماجرای حضور پرتعداد افاغنه در خور مردم را به دفتر شورای‌شهر کشاند/ شورا: باید قبول کرد که تناسب جمعیتی در شهر برقرار نیست/ جز با همکاری مردم امکان ساماندهی اتباع وجود ندارد.
  • احسنت همکار گرامی قدیمی...
    Seyed در: گفت و گو با مهرنوش فربودی مدیر دبیرستان دخترانه حاج عبدالله خوری
  • با سلام در آن زمان میخانه بود که خانواده ها اسیر بودند اکنون گیم نت ها جایگزین آنها شدند زمانیکه نانوایی سه چهار ساعت کار میکند و می بندد چطور یک گیم نت از اول صبح تا پاس...
    در: گزارش مردمی از وضعیت گیم نت های خور: هیچ کس جوابگو نیست!
  • احسنت بر شما همکار قدیمی...
    سید در: گفت و گو با مهرنوش فربودی مدیر دبیرستان دخترانه حاج عبدالله خوری
  • سلام لطفا اوقات شرعی شهر خور را در سایت بزارید یا آدرس سایتی که اوقات شرعی رو داره در پیوند قرار دهید ضمنا آدرس سایت انجمن خیریه صابرین خور رو که در سایت گذاشتید به نظر ا...
    در: ارسال مطلب
  • با اینکه مدت طولانی ای گذشته اما باز هم به شما تبریم عرض میکنم و امیدوارم به صمت های بالاتر برسید چون شما لیاقتش را دارید . به شما افتخار میکنیم....
    حاجی زاده در: دکتر علی خوشنود عضو شورای پژوهشی دانشگاه پیام نور هرمزگان شد
  • سپاسگزارم از خانم فاطمه گل حقیقت بخاطر زحمات ایشان در امروز و امشب واقعا ایشان من نزدیک مشاهده کردم برای این برنامه چندین روز تلاش کردن و برنامه ریزی کردن برای پرآوازه کر...
    شهروند فیشور در: جشنواره بازی های بومی ومحلی لارستان در اوز برگزار می شود
  • خودش پول از تو کجاش بیاره مقبره بسازه...
    در: چرا این روحانی اسیری، سه بار آرامگاه حافظ را تخریب کرد؟!
  • ممنهه...
    در: قطار ۵ ستاره شیراز به تهران با امکان سرعت ۲۰۰ کیلومتر آغاز به کار کرد + تصاویر
نیازمندی ها
آمار بازدید:

بازدید امروز: 37 بازدید

بازدید دیروز: 142 بازدید

بازدید کل : 5386202 بازدید